اصلا تقسيم شبانه روز به بيست و چهار ساعت بدين منظور بوده كه انسان براى هر كارى وقتى و براى هر موضوعى آغاز و انجامى در نظر بگيرد و به لحاظ محدوديت وقت و شناخت نسبت به اهمّ و مهم، امور لازم‏تر و مهمتر را مقدم بدارد و امور غير ضرورى و بى فايده را از برنامه زندگى حذف كند.
بايد از گردش ماه و خورشيد و اختلاف شب و روز پند گرفت و از روش و سنّت آفريدگار درس زندگى آموخت. خداوند متعال با اينكه برتر از زمان و آفريننده آن است هنگامى كه داستان خلقت آسمان‏ها و زمين را بازگو مى‏فرمايد مسئله زمان و روز و شب و ماه و سال را به ميان مى‏كشد و هر كدام را با مقطعى از حركت به عنوان زمان تطبيق مى‏دهد و در يك بيان اجمالى، همه چيز را مقدّر و داراى اندازه معرفى مى‏نمايد و مى‏فرمايد:
... خَلَقَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْديرا 25: 2.«»... هر چيز را آفريد و به اندازه معين محدود كرد.
و در باره زمين و آسمان مى‏فرمايد:
و هُوَ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَ الارْضَ في سِتَّةِ ايّامٍ... 11: 7«»اوست آفريدگارى كه آسمان‏ها و زمين را در شش روز آفريد....الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَ الارْضَ وَ ما بَيْنَهُما في سِتَّةِ ايّامٍ.... 25: 59«»خداوندى كه آسمان‏ها و زمين و هر چه را در ميان آنها است در شش روز آفريد....وَ هُوَ الَّذى خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ... 21: 33«»و اوست خداوندى كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد.... و در جاى ديگر مى‏فرمايد:
انَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنى‏ عَشَرَ شَهْرا في كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الارْضَ... 9: 36«»به راستى شمار ماهها در نزد خداوند در كتاب خدا از آن روزى كه آسمان‏ها و زمين را آفريد، دوازده است.... و در جاى ديگر شب و روز را از آيات خود معرفى كرده و مى‏فرمايد:
وَ جَعَلْنا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً.... 17: 12«»
ما شب و روز را دو نشانه از نشانه‏هاى قدرت خويش قرار داديم و آيت شب را تاريك گردانيديم و آيت روز را [براى كار] روشن نموديم.
خداوند متعال چنانكه وضع تكوين و آفرينش را منظّم و مقدّر معرّفى مى‏كند، به همين تناسب، تكاليف شرعى و امور معاد و معاش را نيز با تقدير و اندازه تنظيم كرده و براى هر يك زمانى و ساعتى مقرر داشته كه هر كار به جاى خويش نيكو است. مثلا روزه را در ماه رمضان و حج را در ماه ذى الحجّه قرار داده و براى هر يك ايامى خاص و زمانى محدود تعيين فرموده است.
در باره حج مى‏فرمايد:«وَ اذْكُرُوا اللَّهَ في ايّامٍ مَعْدُوداتٍ» 2: 203«»(خدا را در روزهاى معينى ياد كنيد).
و در مورد روزه مى‏فرمايد:«ايّاما مَعْدُوداتٍ» 2: 184«»(روزهايى معدود).
هنگامى كه مردم از اختلاف شكل ماه از هلال تا بدر و از بدر تا محاق مى‏پرسند خداوند مى‏فرمايد: به مردم بگو كه اين اختلاف، اوقات مردم و اوقات حج را تنظيم مى‏كند(يَسْئَلُونَكَ عَنِ الاهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَواقيتُ لِلنّاسِ وَ الْحَجِّ) 2: 189.«» در هر حال، از مجموعه اين آيات و امثال آن استفاده مى‏شود كه در اين جهان محدود هر چيزى را وقتى و هر كارى را زمانى لازم است و وقت شناسى و تنظيم امور در اساس آفرينش مورد توجه آفريدگار متعال بوده است.
بدين جهت اولياى خدا در تنظيم و تقسيم اوقاتشان كمال دقت را مبذول مى‏داشتند تا بتوانند از دوران كوتاه عمر و دقايق گرانبهاى زندگى حد اكثر استفاده را ببرند و در اثر همين برنامه ريزى و كوششهاى منظم توانسته‏اند آثار پر بركتى از خود به يادگار گذارند.
در احوال پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم نوشته‏اند: هنگامى كه آن حضرت وارد منزل مى‏شد اوقات خود را به سه قسمت تقسيم مى‏فرمود: قسمتى را براى عبادت، قسمتى را براى خانواده و قسمتى را براى خود. و بخش مربوط به خويش را نيز ميان خود و مردم تقسيم مى‏كرد و اجازه مى‏داد كه خاص و عام همه براى عرض حاجت شرفياب شوند. البته ديدارها محدود بود و براى هر كسى به مقدار فضيلت و صلاحيتش وقت مى‏داد كه در مسائل شخصى يا عمومى با آن حضرت گفتگو كنند...«» حال توجه شما را به چند حديث جلب مى‏كنيم:
از امير المؤمنين عليه السلام آمده است كه:
إنّ ليلك و نهارك لا يستوعبان جميع حاجاتك فاقسمها بين عملك و راحتك.«»
ساعات روز و شب گنجايش تمام نيازهاى تو را ندارد، پس آنها را ميان كار و استراحت تقسيم كن.
اجعل لنفسك فيما بينك و بين اللّه سبحانه أفضل المواقيت و الأقسام.«»
ميان خود و خداى سبحان بهترين اوقات را براى عبادت و راز و نيازت قرار ده.
نظم و انضباط نشانه عقل و خرد انسان است‏
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:
ينبغى للمسلم العاقل أن يكون له ساعة يفضى بها إلى عمله فيما بينه و بين اللّه عزّ و جلّ و ساعة يلاقى إخوانه الّذينَ يفاوضهم و يفاوضونه في أمر آخرته و ساعة يخلّى بين نفسه و لذّاتها في غير محرّم فإنّها عون على تلك السّاعتين.«»
سزاوار است كه مسلمان خردمند ساعتى را براى عبادت و وظايف الهى خويش منظور كند و در مرحله بعد، ساعتى را براى ملاقات برادران دينى كه او را در امر آخرت تشويق مى‏كنند و يارى مى‏دهند و ساعتى را براى خود و لذّات حلال تا بتواند تجديد نيرو كند، كه اين ساعت بازوى آن دو ساعت ديگر است.«»كان فيما وعظ لقمان ابنه أنّه قال له: يا بنىّ اجعل في أيّامك و لياليك و ساعاتك نصيبا لك في طلب العلم فإنّك لن تجد له تضييعا مثل تركه.«»
در ميان مواعظى كه لقمان به فرزندش داشت اين بود: فرزندم در ميان روزها و شبها و ساعاتت سهمى براى تحصيل علم قرار ده زيرا هيچ چيز مانند رها كردن علم موجب ضايع شدن آن نمى‏شود.