به خودتان برسید
مرابطه داراى چهار مرحله است:
1. مشارطت كه آن را معاهده نيز گويند.
2. مراقبت.
3. محاسبت.
4. معاتبت (انتقاد از خويش).
مشارطه آن است كه انسان با خود عهد و پيمان مىبندد كه در انجام تكاليف و اداى وظايف و ايفاى مسئوليتها به هيچ وجه كوتاهى نكرده و از دستورهاى شرع انور تجاوز ننمايد، متعهد مىشود كه در كارهاى خير كوشا باشد و از كارهاى ناپسند خود دارى ورزد. اين عهد و پيمان در صورتى مؤثّر است كه هر روز تجديد شود تا آنگاه كه به صورت ملكه در نفس و روح انسان رسوخ يابد.
بهترين ساعات براى مشارطه صبحگاهان پس از اداى فريضه صبح است كه آنگاه دل آدمى با صفاتر و حق پذيرتر است.
كيفيت مرابطه
چقدر مناسب است كه در مقام مرابطه به ياد آوريم روزى را كه دستمان از دنيا كوتاه شده و انگشت حسرت به دندان گرفته و مىگوييم:
... يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ اللَّهِ.... 39: 56«»... اى واى بر من كه در انجام وظيفه كوتاهى كرده و جانب خدا را فرو گذاشتم.... و نيز به ياد آوريم روزى را كه آرزوى بازگشت به دنيا را مىكنيم و ملتمسانه مىگوييم:
... رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى اعْمَلُ صالِحا فيما تَرَكْتُ كَلا انَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها.... 23: 99 - 100«»... پروردگارا مرا برگردان، شايد بتوانم به تدارك گذشته عملى صالح انجام دهم... و در پاسخ ما گفته مىشود كه هرگز چنين نخواهد شد و كلمه«رَبِّ ارْجِعُونَ» 23: 99را از حسرت همى بگوييم ولى ثمرى ندارد.
پس اكنون تا فرصت باقى است متعهد شويم كه عمر گرانمايه را بيهوده سپرى نسازيم و از تمام ساعات و لحظات آن خوب بهره بردارى نماييم. حال براى اينكه بيشتر به اهميت دقايق و لحظات عمر آگاه شويم مناسب است به يك حديث اشاره كنيم. در اين حديث آمده است كه خداوند متعال براى هر شبانه روز بيست و چهار خزينه و صندوق قرار داده كه هر خزينه در برابر يك ساعت از ساعتهاى آن است و اين خزينهها به موازات تمام ساعتهاى عمر انسان ترتيب يافته و اعمال هر ساعت در خزينه مربوط به خود ضبط مىشود. هنگامى كه انسان از دنيا مىرود اين خزاين باز مىشود و انسان اعمال خويش را مشاهده مىكند. پس اگر خزينهاى را سرشار از نور حسنات ببيند چندان خوشحال مىشود كه اگر خوشحالى او را بر تمام دوزخيان بخش كنند همه آنها از خوشحالى مدهوش شده و ناراحتى خود را فراموش مىكنند، و چون خزينهاى را تاريك و آلوده از گناه بيابد آنچنان ناراحت مىشود كه اگر ناراحتى او را بر تمام بهشتيان تقسيم كنند زندگى بر همه آنان ناگوار مىگردد، و اگر خزاين ساعات استراحت و غفلت و اعمال مباح او را در برابرش بگشايند چون در آنها چيز خوشحال كنندهاى نمىبيند انگشت حسرت به دندان مىگزد، چرا كه بخشى از عمر عزيز خويش را به بطالت و غفلت گذرانده و از اين سرمايه گرانقدر بهرهاى نبرده و مغبون شده است.«» چه خوب است كه انسان هر روز صبح اين حديث را به ياد آورد و با خود تجديد عهد و پيمان كند كه عمر خويش را بيهوده هدر ندهد. و چه بهتر آنكه هر روز صبح سوره عصر را بخواند و در معانى آن تدبّر كند كه خداوند متعال چگونه به عصر (يا زمانه كه مقياس عمر و نشانه گذرا بودن آن است) سوگند ياد كرده و سپس مىگويد: انسانها همه در خسران و تباهى هستند مگر كسانى كه داراى ايمان و اعمال شايسته باشند و يكديگر را به حق و صبر سفارش كنند. يعنى تنها آنان كه سرمايه گرانبهاى زندگى را با ايمان و عمل صالح و تواصى به حق و صبر سودا كنند رستگار هستند و ديگران همه در خسراناند.
يك نكته جالب:
خسران در لغت به زيانى كه موجب نابودى اصل سرمايه باشد اطلاق مىشود. گويى سرمايه عمر همانند برفى است كه در برابر آفتاب سوزان سريعا آب شده و از بين مىرود، با اين تفاوت كه قطرات برف آب شده در زمين مىماند اما از لحظات عمر انسان حتى يك ثانيه قابل بازگشت نيست.
بنابر اين، اگر كسى يك لحظه غفلت كند به همان اندازه دچار خسران ابدى شده است. بر فرض كه انسان بتواند در آينده از سرمايه زندگى به طور شايسته بهره بردارى كند، بىترديد، نسبت به گذشته مغبون است، زيرا هر ظرفى گنجايش مظروفى متناسب با خود و هر لحظه تكليف مخصوص به خود دارد و چگونه ممكن است گذشته را در اين ظرف محدود جاى داد و جبران كرد، مگر آنكه لطف خاص الهى شامل حال شود. گيرم كه توبه كرديم و صادقانه به سوى خدا بازگشتيم ولى توبه جز مغفرت و عفو اثر ديگرى ندارد. توبه و استغفار به حسب طبع اولى موجب رفع عذاب است نه ترفيع مقام. به ديگر سخن، توبه تنها رافع عذاب دوزخ است نه موجب سربلندى و افتخار. خوشا به حال آنان كه از تمام لحظات و امكانات بهره وافر مىگيرند و حتى براى ساعات آرامش و استراحت خود نيز به گونهاى برنامهريزى مىكنند كه خوابشان عبادت و نفسهايشان تسبيح محسوب مىشود، چنانكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم در باره روزهداران ماه رمضان فرمود:
... أنفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عبادة و عملكم فيه مقبول.«»
در اين ماه خوابتان عبادت و نفسهاى شما به منزله تسبيح است و اعمالتان پذيرفته مىشود.
تنها يك گروه از بندگان خدا مىتوانند به جبران ما فات اميدوار باشند آنها مجاهدان در راه خدايند، يعنى آنها كه راه شهادت و جانبازى را برگزيدهاند، كه شهادت در راه خدا نردبانى است براى صعود به ملأ اعلى و جهشى است به سوى تعالى و قرب پروردگار. اين گروه علاوه بر آنكه از آمرزش و عفو الهى برخوردار مىشوند تمام كمبودها و نواقص گذشته را نيز جبران مىكنند و در اثر ايثار و جانبازى و فداكارى يكشبه ره صد ساله را مىروند، يعنى هر چه در قوه دارند به فعليّت تبديل مىگردد تا آنجا كه به نزد پروردگار مىشتابند و در آنجا با حضور جمعى و ظلى به حيات ابدى و ضيافت سرمدى مفتخر مىشوند.
امّا اينكه آيا ساير مردم مىتوانند به وسيله توبه و بازگشت، گذشتهها را كاملا جبران كنند، خدا مىداند، ولى به نظر نويسنده بسيار دشوار است كه چنين توفيقى نصيب همگان شود.
امكان دارد كسى بگويد كه از آيات و روايات مربوط به توبه استفاده مىشود كه توبه علاوه بر جلب مغفرت و رحمت الهى، سيئات انسان را به حسنات تبديل مىكند. خداوند متعال در سوره فرقان مىفرمايد:
الا مَنْ تابَ وَ امَنَ وَ عَمِلَ عَمَلا صالِحا فَاولئِكَ يُبَدِّلُ اللّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ.... 25: 70«»هر كس توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، خداوند سيئات [: اعمال بد] او را به حسنات [: اعمال خوب] تبديل مىكند.... بنابر اين، توبه كنندگان مىتوانند اميدوار باشند كه به وسيله توبه كمبودهاى گذشته را جبران كنند. برخى از مفسّران گفتهاند از ظاهر آيه بر مىآيد كه خداوند متعال در اثر توبه گذشتهها را جبران مىكند و تاريكيها را به روشنى بر مىگرداند، يعنى گناهان گذشته بكلّى محو و به جاى آن حسنات نوشته مىشود. ولى گروه ديگر از مفسّران گفتهاند خداوند متعال توبه كنندگان را پس از توبه، از كارهاى زشت باز مىدارد و به انجام كارهاى نيك توفيق مىدهد كه ديگر گرد گناه نگردند.
برخى ديگر نيز گفتهاند مقصود از سيئات تنها گناهان صغيره و كوچك است كه پس از توبه به حسنات تبديل مىشود، و اما گناهان كبيره پس از توبه تنها مشمول عفو و غفران واقع مىشود.«» علامه طباطبايى (قدّس سرّه) پس از نقل اقوال و آراء مفسّران در تفسير آيه، نظريات آن دسته از مفسران را كه متضمّن تأويل و توجيه در مسئله تبديل سيئات به حسنات است مردود شمرده و اعتقاد دارد كه ظاهر آيه و روايات كاملا دلالت دارد بر اينكه اعمال بد شخص تائب به اعمال خوب تبديل مىشود، و در مقام توضيح اين نظريه مىگويد: «گناه دو وجهه و دو نسبت دارد: وجهه باقى و وجهه زايل و فانى. وجهه فانى گناه، همان حركات و اعمالى است كه در هنگام ارتكاب جرم، از انسان سر مىزند و از بين مىرود. وجهه باقى گناه، آثار بدى است كه گناه در روح و روان آدمى باقى مىگذارد كه سر نوشت انسان به آن گره مىخورد. هنگامى كه انسان توبه مىكند با پذيرش توبه او تمام اين آثار از صفحه جانش محو مىشود، يعنى شقاوت به سعادت و ظلمت به نور تبديل مىگردد، زيرا تا انسان مصفّا نشود توبهاش پذيرفته نشده است، چنانكه امام باقر عليه السلام فرمود:
التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له.«»
توبه كننده مانند كسى است كه اصلا گناه نكرده است.
نتيجه آنكه توبه علاوه بر جلب مغفرت خداوندى منشأ پاكى و تعالى و نورانيت دل انسان است، چون كه سيئات را به حسنات مبدل مىسازد.»«» ولى با قبول اين نظريه (تبديل سيئات به حسنات)، باز هم مسئله عدم امكان جبران ما فات به حال خود باقى است. زيرا بحث ما تنها در مورد گناه نيست تا به وسيله توبه جبران شود، بحث در اين است كه هر دقيقه و هر لحظه از عمر سرمايه گرانبهايى است كه اگر از آن استفاده نشود انسان دچار خسران غير قابل جبران شده است. خداوند در اين آيه وعده نكرده كه تمام گذشتهها جبران مىشود، بنابر اين ساعاتى كه بيهوده گذشته است ديگر قابل جبران نيست. پس چنانكه گفتيم بايد بكوشيم كه از تمام دقايق عمر خوب استفاده كنيم كه آينده نمىتواند به طور كامل ضامن گذشته باشد، زيرا هيچ ظرفى بيش از گنجايش خود چيزى را تحمل نتواند كرد.
پس، خوشا به حال آنان كه از تمام آنات و لحظات عمر بهره وافر گيرند و حتى براى ساعتهاى استراحت خود به گونهاى برنامه مىريزند كه خوابشان عبادت و نفسهايشان تسبيح است، چنانكه حضرت على عليه السلام فرمود:
... حبّذا نوم الأكياس و إفطارهم.«»
چقدر خوب است خواب زيركان و افطار آنان.
يعنى اشخاص زيرك خواب و خوراكشان نيز روى حساب است: براى خدا مىخوابند و براى خدا غذا مىخورند. يعنى اگر غذا مىخورند و يا استراحت مىكنند به خاطر آن است كه براى عبادت خدا و خدمت به بندگان خدا نيرو داشته باشند و هيچگاه كارى را روى هوى و هوس انجام نمىدهند.
مراقبه
مرحله دوم از مراحل مرابطه، مراقبت است. يعنى انسان پس از آنكه با خود عهد و پيمان بست بايد در تمام اوضاع و احوال مراقب و نگران خويش باشد، مبادا در اثر غفلت و سهل انگارى، عهدى را كه بسته است بشكند.
بديهى است يكى از صفات بارز مؤمن پاسدارى از عهد و پيمان است، چنانكه فرمود:
وَ الَّذينَ هُمْ لاماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ. 23: 8«»مؤمنان نسبت به امانتها و عهد و پيمانشان پاى بندند.
حقيقت مراقبت آن است كه هيچگاه خداى را فراموش نكنيم و به اعمال و اذكارى كه ما را به ياد خدا وامىدارد مداومت داشته باشيم و به هر كارى صبغه خدايى بزنيم و هر كارى را به ياد او آغاز كنيم. مثلا در موقع نشستن حتى المقدور رو به قبله بنشينيم و در هنگام خوابيدن رو به قبله به طرف راست بدن بخوابيم و از لغو و مجالس بطّالين دورى جوييم. خلاصه لحظهاى خداى را از ياد نبريم كه هر كس خداى را فراموش كند خداوند نيز او را فراموش خواهد كرد:«نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ» 9: 67«».بدا به حال بندهاى كه خداوند او را فراموش كند و به حال خود واگذاردش كه بىترديد چنين كسى طعمه شياطين خواهد شد.
هر كس خدا را فراموش كند سرانجام از خود بيگانه شده و شخصيت والاى انسانى خويش را از دست خواهد داد، چنانكه فرمود:
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللّهَ فَانْسيهُمْ انْفُسَهُمْ.... 59: 19«»مانند كسانى نباشيد كه به طور كلى خدا را فراموش كردند و خدا هم آنها را از خود بيگانه كرد تا آنجا كه خود را فراموش نمودند [و از مقام بندگى و انسانيت سقوط كردند]....
گويند هنگامى كه زليخا با يوسف خلوت كرد و او را به خويش مىخواند ناگهان چشمش افتاد به بتى كه در آن حجره قرار داشت. بىدرنگ برخاست و پردهاى روى آن افكند. يوسف به او گفت: تو از مراقبت جمادى شرم دارى، پس چگونه من از مراقبت خداوند جبّار شرمنده نباشم؟«» بنابر اين، بايد هميشه مراقب اعمال خويش باشيم و بكوشيم كه در زندگى با احتياط گام برداريم كه مراقبت و احتياط انسان را از غفلت و لغزش باز مىدارد، و همان طور كه نسبت به امور دنيا دقت و احتياط مىكنيم در امور آخرت نيز جانب احتياط را بگيريم و هيچگاه از خداوند متعال غافل نشويم.
بايد دانست كه مراقبت را درجاتى است كه اين درجات به درجات معرفت و رياضت سالك بستگى دارد. نخستين درجه، مراقبت پرهيزكاران و بالاترين آن، مراقبت مقربان است. به قول شاعر:
رسد آدمى به جايى كه بجز خدا نبيند بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت
انسان مىتواند در اثر رياضت و مجاهدت و مراقبت تا به مقام قرب رسد و مستغرق جمال و طلعت زيباى ذو الجلال گردد، كه در آنجا مسئله بر عكس شده، خدا مراقب بندهاش مىشود، چنانكه در باره يوسف فرمود:
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا انْ رَاى بُرْهانَ رَبِّهِ... 12: 24«»آن زن (زليخا) از فرط عشق با آنكه از يوسف جواب رد شنيد باز دست از او بر نمىداشت و در وصل او اصرار و اهتمام مىكرد و اگر لطف خاص خدا و برهان روشن حق نگهبان يوسف نبود او هم به ميل طبيعى به زليخا متمايل مىشد.
پس خدا بنده مخلص خويش را با ارائه جمال و جلال سرمدى از چهره زيباى زليخا منصرف كرد و او را از لغزش باز داشت، بطوريكه تصور و خيال گناه را از دلش بزدود.
طُوبى لِمَنْ راقَبَ رَبَّهُ وَ خافَ ذَنْبَهُ.«»
خوشا به حال آن كه هميشه خدا را در نظر داشته و از گناه خويش بيمناك باشد.
امير المؤمنين عليه السّلام در باره مراقبت كلماتى دارند كه به دو مورد اشاره مىشود:
ينبغى أن يكون الرّجل مهيمنا على نفسه، مراقبا قلبه، حافظا لسانه.«» سزاوار است كه انسان بر خويش اشراف داشته و هميشه مراقب قلب خود و نگهدار زبان خويشتن باشد.
و در جاى ديگر مؤمن عاقل را اين گونه توصيف مىكند:
راقب في يومه غده و نظر قدما أمامه....«»... كسى كه در امروز به فكر فردايش باشد و هميشه چند قدم جلوتر را ببيند عاقل است...
محاسبه نفس
از جمله اصول اخلاقى و عرفانى، اصل محاسبه است. سالكان راه خدا و طلاب دار بقا همان طور كه در صبحگاهان با خويش عهد و ميثاق مىبندند، ساعتى را نيز براى محاسبت و بازنگرى در اعمال روزانه در نظر مىگيرند. مرحوم نراقى مىنويسد:
قد ورد في الاخبار إنّ العاقل ينبغى أن يكون له أربع ساعات، ساعة يناجى فيها ربّه و ساعة يحاسب فيها نفسه و ساعة يتفكّر في صنع اللّه و ساعة يخلوا فيها للمطعم و المشرب.«» سزاوار است انسان خردمند براى خود چهارگاه معين كند كه يكى از آنها گاه حساب و بازنگرى در اعمال روزانه است. البته مناسب است گاه محاسبه شامگاهان پيش از خواب باشد تا انسان كاملا از سود و زيان و دخل و خرج روزانه آگاه گردد.
محاسبه يعنى حسابرسى و بازنگرى نسبت به گذشته و تعهد نسبت به آينده. اصل محاسبه با توجه و مراعات 7 اصل تحقق مىپذيرد:
1) اصل تقدير و اندازهگيرى، 2) اصل مسئوليت پذيرى، 3) اصل بقاى عمل، 4) اصل ثبت و ضبط اعمال، 5) اصل حسابرسى و بازخواست، 6) اصل مجازات و بازتاب اعمال، 7) اصل توبه و جبران.
الف. اصل تقدير و اندازهگيرى از اصول مسلّمه عالم خلقت و از پايههاى عالم آفرينش است و به تعبير قرآن، هر چيز نزد خدا با اندازه و مقدار خاصى تقدير و ارزيابى شده است، آنجا كه مىفرمايد:
... وَ كُلُّ شَىْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ. 13: 8«»و هر چيز نزد او [: خدا] مقدار معينى دارد.
و نيز مىفرمايد:
وَ انْ مِنْ شَىْءٍ الا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِلُهُ الا بَقَدَرٍ مَعْلُومٍ. 15: 21«»خزاين همه چيز نزد ما است و ما جز به اندازه معين آن را نازل نمىكنيم.
و در جاى ديگر مىفرمايد:
... وَ كُلَّ شَىْءٍ احْصَيْناهُ في امامٍ مُبينٍ. 36: 12«»و ما همه چيز را در ديوان محاسبات [: ديوان روشن و بدون ابهام] آمار گيرى كردهايم.
همچنين مىفرمايد:
لَقَدْ احْصيهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدّا. 19: 94«»
... بدون هيچ گونه سهل انگارى، خداوند نفوس بشرى را سر شمارى و آمار آنها را مشخص كرده است.
ب. مسئوليت و تعهد در برابر خداوند و جهان و ابناى بشر امانتى است الهى كه بر دوش آدمى گذارده شده و احساس مسئوليت نهادهاى فطرى است، چنانكه فرمود:
انّا عَرَضْنَا الامانَةَ عَلَى السَّمواتِ وَ الارْضِ وَ الْجِبالِ فَابَيْنَ انْ يَحْمِلْنَها وَ اشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الانْسانُ انَّهُ كانَ ظَلُوما جَهُولا. 33: 72«»ما بار امانت [: بار مسئوليت و تكليف] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، آنها زير بار نرفتند و ترسيدند، ولى انسان [در اثر داشتن اختيار و اراده و قدرت انتخاب] اين بار را به دوش گرفت، كه او ستمكار و نادان بود [و پذيرش اين مسئوليت براى او ممكن و مفيد و لازم مىنمود].
ج. اصل بقا يك اصل علمى و فلسفى است (و الفاظى از قبيل فنا و هلاك و مرگ و نيستى همه اشاره به تغيير و تحول و جابجا شدن و تغيير منزل است و فناى مطلق براى وجود مفهومى ندارد كه به قول حكما وجود هيچگاه به نقيض خود - يعنى نيستى - تبديل نمىشود كه اين جمع بين نقيضين است) و قرآن آن را با صراحت تثبيت مىفرمايد.
در يك جا مىفرمايد:
... وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِرا.... 18: 49«»... در روز حساب آنچه كردهاند پيش روى خود مىيابند... و در آيه ديگر مىفرمايد:
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْرا يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّا يَرَهُ. 99: 7 - 8«»پس هر كس يك ذره عمل نيك انجام دهد آن را خواهد ديد، و هر كس يك ذره عمل بد انجام دهد آن را خواهد ديد.
و باز مىفرمايد:
يا بُنَىَّ انَّها انْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ في صَخْرَةٍ اوْ فِى السَّمواتِ اوْ فِى الارْضِ يَأتِ بِهَا اللَّهُ انَّ اللَّهَ لَطيفٌ خَبيرٌ. 31: 16«»پسرم اگر به اندازه دانه خردلى [عمل نيك يا بد] باشد و در دل سنگى يا در گوشهاى از آسمانها يا در زمين قرار گيرد خداوند آن را [در قيامت براى حساب] مىآورد، كه خداوند دقيق و آگاه است.
د. اصل ثبت و ضبط اعمال: بسيارى از مردم در اثر غفلت ماهها و سالها به حساب خود نمىرسند، گويى اصلا كارى نكردهاند. اينان اعمال گذشته خود را فراموش و از ميان رفته مىپندارند، غافل از اينكه خداوند براى هر فردى پروندهاى ترتيب داده و فرشتگانى را مأمور تنظيم آن نموده است و روز قيامت اين پرونده مورد بررسى قرار مىگيرد، كه مىفرمايد:
وَ كُلَّ انْسانٍ الْزَمْناهُ طائِرَهُ في عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتابا يَلْقيهُ مَنْشُورا -. 17: 13«»اعمال هر انسانى را به گردنش قرار دادهايم و روز قيامت كتابى براى او بيرون مىآوريم كه آن را در برابر خود گشوده مىبيند.
اقْرَاء كِتابِكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيبا. 17: 14«»[اين همان نامه اعمال اوست، به او مىگوييم] كتابت را بخوان كافى است كه امروز خود حسابگر خود باشى.
وَ انَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ، كِراما كاتِبينَ يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ. 82: 10 - 12«»به راستى نگهبانان خوب و نويسندگان آگاهى بر شما گماردهام كه به تمام اعمال و رفتار شما دانايند.
اين پرونده به طور تفصيل بر انسان عرضه مىشود تا جاى هيچگونه انكار و شبههاى باقى نماند. در آيه 4 سوره طارق پس از اينكه خداى متعال به آسمان و... سوگند ياد مىكند، مىفرمايد:
انْ كُلُّ نَفْسٍ لَمّا عَلَيْها حافِظٌ. 86: 4[به اين آيت بزرگ الهى سوگند] كه هر كس مراقب و حافظى دارد.
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ الا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ. 50: 18«»انسان هيچ سخنى را تلفظ نمىكند مگر اينكه نزد آن، فرشتهاى است مراقب و آماده براى انجام مأموريت.
اذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ. 50: 17«»به خاطر بياوريد هنگامى را كه دو فرشته راست و چپ كه ملازم شما هستند اعمال شما را تلقّى و ثبت مىكنند.
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْويهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ. 43: 80«»آنها چنين مىپندارند كه ما اسرار پنهانى و سخنان سرّى آنها را نمىشنويم. آرى، رسولان [و فرشتگان] ما نزد آنها هستند و مىنويسند.
وَ كُلُّ شَىْءٍ فَعَلُوهُ فِى الزُّبُرِ وَ كُلُّ صَغيرٍ وَ كَبيرٍ مُسْتَطَرٌ. 54: 52 - 53«»هر كارى را كه انجام دادهاند در نامههاى اعمالشان ثبت است، و هر كار كوچك و بزرگى نوشته مىشود.
وَ تَرى كُلَّ امَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ امَّةٍ تُدْعى الى كِتابها الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ، هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ انّا كُنّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. 45: 28 - 29«»
در آن روز [: قيامت] هر امّتى را مىبينى [كه از شدت ترس و وحشت] بر زانو نشسته، هر امّتى به سوى كتابش خوانده مىشود و [به آنها مىگويند] امروز جزاى آنچه انجام مىداديد به شما مىدهند. اين كتاب ما است كه بحق با شما سخن مىگويد [و اعمال شما را بازگو مىكند]. ما آنچه انجام مىداديد مىنوشتيم و نسخه بردارى مىكرديم.
اين نمونه آيات نشان مىدهد كه تمام كارهايى كه انسان انجام مىدهد به وسيله فرشتگانى ثبت و ضبط شده و در روز حساب (روز قيامت) به پروندههاى اعمال انسان رسيدگى مىشود.
امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود:
... عباد اللّه احذروا يوما تفحص فيه الأعمال و يكثر فيه الزّلزال و تشيب فيه الاطفال، اعلموا عباد اللّه إنّ عليكم رصدا من أنفسكم و عيونا من جوارحكم و حفّاظ صدق يحفظون أعمالكم، و عدد أنفاسكم، لا تستركم منهم ظلمة ليل داج و لا يكنّكم منهم باب ذو رتاج و انّ غدا من اليوم قريب...«»
اى بندگان خدا برحذر باشيد از روزى كه اعمال مورد بررسى قرار مىگيرد و لرزشها و تنشها فراوان است و كودكان [از ناراحتى] پير مىشوند. [1] اى بندگان خدا بدانيد كه مراقبهايى از خودتان بر شما گماشته شده و ديدهبانانى از اعضاى پيكرتان ناظر شما هستند. [2] و نيز بدانيد كه حسابگران راستگو
__________________________________________________
[1] اشاره به اين آيه شريفه است كه مىفرمايد:
فَكَيْفَ تَتَّقُونَ انْ كَفَرْتُمْ يَوْما يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شيبا 73: 17(مزمل - 17).
شما اگر كافر شويد چگونه خود را [از عذاب شديد الهى] بركنار مىداريد در آن روز كه كودكان را پير مىكند؟
[2] اين بخش از فرمايش امير مؤمنان عليه السلام اشاره به يكى از شواهد و گواهان روز قيامت است كه به نفع يا به ضرر انسان شهادت مىدهند، زيرا در آن روز گذشته از اينكه خداى متعال و انبياء و اوصياء و فرشتگان و زمين و.... براى كارهاى نيك و يا بد انسان شهادت مىدهند، اعضاء و جوارح هر كس نيز به منفعت يا به زيان او گواهى خواهند داد و قرآن مجيد صراحتا اين مطلب را بيان فرموده است.
در يك جا مىفرمايد:
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ الْسِنَتُهُمْ وَ ايْديهِمْ وَ ارْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ 24: 24(نور - 24).
در آن روز كه زبانها و دستها و پاهايشان عليه آنها به اعمالى كه مرتكب مىشدند گواهى مىدهد.
و در جاى ديگر مىفرمايد:
اعمال شما را ثبت مىكنند و حتى عدد نفسهايتان را نگه مىدارند، نه ظلمت شب تاريك شما را از آنها پنهان مىدارد و نه درهاى محكم و بسته [و خلاصه هر كجا باشيد به همراه شما هستند]. و به راستى فردا به امروز نزديك است... ه -. محاسبه و بررسى اعمال از موضوعات بسيار حساس روز قيامت است كه هيچ كس را از آن گريزى نيست. خداوند متعال مىفرمايد:
وَ قِفُوهُمْ انَّهُمْ مَسْئُولُونَ. 37: 24«»آنها را باز داريد كه بايستى مورد بازجويى قرار گيرند.
مسئله بحدّى مهم است كه حتى پيامبران الهى نيز باز پرسى مىشوند:
فَلَنَسْئلَنَّ الَّذينَ ارْسِلَ الَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلينَ. 7: 6«»ما حتما، هم از اعمال امّتها و هم از پيامبران آنها پرسش خواهيم كرد.
روز قيامت پنجاه موقف دارد كه هر موقفى هزار سال طول مىكشد و در
__________________________________________________
وَ يَوْمَ يُحْشَرُ اعْداءُ اللّهِ الَى النّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ، حَتّى اذا ما جاءوها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ ابْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ. وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا انْطَقَنَا اللّهُ الَّذي انْطَقَ كُلَّ شَىْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ اوَّلَ مَرَّةٍ وَ الَيْهِ تُرْجَعُونَ 41: 19 - 21(فصلت 19 - 21).
به خاطر بياوريد روزى را كه دشمنان خدا را جمع كرده به سوى دوزخ مىبرند و صفوف پيشين را نگه مىدارند تا صفهاى بعد به آنها ملحق بشوند. وقتى به آن مىرسند گوشها و چشمها و پوستهاى تنشان به اعمال آنها گواهى مىدهد. آنها به پوستهاى تن خود مىگويند: چرا بر ضدّ ما گواهى داديد؟ جواب مىدهند: همان خدايى كه هر موجودى را به نطق در آورده، ما را گويا ساخته است. و او شما را در آغاز آفريد و بازگشتتان به سوى اوست.
مولوى به اين مناسبت مىگويد:
روز محشر هر نهان پيدا شود هم ز خود هر مجرمى رسوا شود
دست و پا بدهد گواهى با بيان بر فساد او به پيش مستعان
دست گويد من چنين دزديدهام لب بگويد من چنين پرسيدهام
چشم گويد كردهام غمزه حرام گوش گويد چيدهام سوء الكلام
پس دروغ آمد ز سر تا پاى خويش كه دروغش كرد هم اعضاى خويش(مثنوى معنوى، دفتر پنجم، ص 939)
هر موقفى از چيزى پرسش مىكنند.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
ألا فحاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا فإنّ في القيامة خمسين موقفا كلّ موقف مثل ألف سنة ممّا تعدّون ثمّ تلا هذه الاية«... فى يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسينَ الْفَ سَنَةٍ...» 70: 4«»
اى مردم پيش از آنكه شما را مورد محاسبه قرار دهند خودتان به حسابتان رسيدگى كنيد، زيرا در روز قيامت پنجاه موقف است كه هر موقفى هزار سال طول مىكشد. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «... روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است...».
موضوع محاسبه بقدرى دقيق است كه حتى از تصميمات و نيّتهاى قلبى انسان نيز پرسش مىشود. مىفرمايد:
... وَ انْ تُبْدُوا ما في انْفُسِكُمْ اوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ... 2: 284«»... اگر آنچه را كه در دلهايتان هست آشكار يا پنهان كنيد خداوند طبق آن شما را مورد محاسبه قرار خواهد داد... يكى از اسامى پروردگار «سريع الحساب» و يكى از نامهاى روز قيامت «يوم الحساب» است و اين هر دو، دلالت بر اهميت حساب و محاسبه مىكند. در يك جا مىفرمايد:
... وَ مَنْ يَكْفُرْ باياتِ اللَّهِ فَانَّ اللَّهَ سِريعُ الْحِسابِ. 3: 19«»... آنان كه به آيات خدا كافر شوند، بدانند كه او بزودى به حسابها خواهد رسيد.
و در جاى ديگر مىفرمايد:
... انَّ الَّذينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ. 38: 26«»
... آنان كه از راه خدا گمراه شوند براى آنها عذاب سختى در پيش است به خاطر آنكه روز حساب را فراموش كردند.
پس، بدا به حال كسانى كه آن روز را فراموش كنند كه فراموش كردن دو چيز موجب بدبختى و خسران ابدى است: فراموشى خدا و فراموشى روز جزا.
... رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا انْ نَسينا اوْ اخْطَأْنا.... 2: 286«»... خدايا بر ما مگير اگر فراموش كرده يا مرتكب خطا شدهايم.... و. اصل مجازات از اصول مسلّمه عالم خلقت و از ضروريات دين مبين اسلام است. هر عملى عكس العملى و هر حركتى بازتابى خواهد داشت و به قول شاعر:
از مكافات عمل غافل مشو گندم از گندم برويد جو ز جو
خداوند در اين باره تأكيد فراوان دارد كه هيچ عملى بدون مجازات و پاداش و كيفر نخواهد ماند، و مىفرمايد:
... ثُمَّ تَوَفّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ. 2: 281«»... هر كس آنچه كسب كرده بدون كم و كاست باز خواهد يافت بى آنكه به او ستمى وارد شود.
و باز مىگويد:
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ. 74: 38«»هر كس در گرو عمل خويش است.
ى. اصل توبه نيز از اصول سازنده و انسان ساز اسلام است. توبه وسيله آشتى و بازگشت به سوى خدا و جبران ما فات است. اصولا اصل محاسبه بدون امكان توبه بيهوده و عبث است، بدين جهت خداوند مكرر بندگان خود را به توبه و بازگشت امر مىكند و به آنها نويد رحمت و مغفرت مىدهد.
قُلْ يا عِبادِىَ الَّذينَ اسْرَفُوا عَلى انْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ انَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا... 39: 53«»بگو: اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد از رحمت خداوند نا اميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد....
محاسبه نفس در روايات
در احاديث نيز به محاسبه نفس اهميت زيادى داده شده است كه تنها به ذكر دو روايت اكتفا مىشود.
رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم در يكى از وصاياى خود به أبو ذر غفارى فرمود:
يا ابا ذرّ حاسب نفسك قبل أن تحاسب فإنّه أهون لحسابك غدا وزن نفسك قبل أن توزن و تجهّز للعرض الأكبر يوم تعرض لا تخفى على اللّه خافية... يا ابا ذرّ لا يكون الرّجل من المتّقين حتّى يحاسب نفسه أشدّ من محاسبة الشّريك شريكه فيعلم من أين مطعمه و من اين مشربه و من اين ملبسه أ من حلال أو من حرام. يا أبا ذرّ من لم يبال من أين اكتسب المال لم يبال اللّه من أين أدخله النّار.«»
اى ابا ذر پيش از آنكه مورد محاسبه قرار گيرى به حساب نفس خود رسيدگى كن، زيرا اين كار حساب قيامت تو را آسانتر مىكند، و قبل از آنكه تو را ارزيابى كنند خود را ارزيابى كن و خويش را براى روز قيامت - كه در آن روز هيچ چيز پنهان نمىماند - آماده كن... [آنگاه فرمود:] اى ابا ذر هيچ كس از پرهيزكاران محسوب نمىشود جز اينكه نفس خود را محاسبه كند، سختتر از حسابرسى شريك از شريك خود، تا در نتيجه اين محاسبه بداند كه خوردنيها و نوشيدنيها و پوشيدنيهايش از كجا است. آيا از حلال به دست آورده است يا از حرام؟ [سپس فرمود:] اى ابا ذر كسى كه به قوانين و مقررات الهى اعتنا نكند و پروا نداشته باشد كه از چه راهى مال كسب مىكند خدا هم باك ندارد كه از چه راهى او را وارد جهنم كند.
در حديث ديگرى از آن بزرگوار مىخوانيم:
حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا و زنوا قبل أن توزنوا و تجهّزوا للعرض الأكبر.«»
پيش از آنكه به حساب شما برسند خود حسابگر خويش باشيد و قبل از اينكه اعمال شما را بسنجند اعمال خود را وزن كنيد و براى روز قيامت خويشتن را آماده سازيد.
از چه سؤال مىشود؟
1. محبت اهل بيت.
در حديثى از رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم آمده است:
اوّل ما يسأل عنه العبد حبّنا أهل البيت.«»
نخستين چيزى كه بنده خدا نسبت به آن مورد سؤال قرار مىگيرد محبت ما اهل بيت است.
در حديث ديگرى از آن بزرگوار نقل شده است:
لا تزول قدما عبد يوم القيامة حتّى يسئل عن أربع، عن عمره فيما أفناه، و شبابه فيما أبلاه و عن ماله من أين كسبه و فيما أنفقه؟ و عن حبّنا أهل البيت.«»
هيچ بندهاى در روز قيامت قدم از قدم بر نمىدارد تا در باره چهار چيز مورد بازجويى قرار گيرد: نخست از عمرش كه در چه راه آن را سپرى كرده است، دوم جوانىاش را چگونه و در چه راهى تمام كرده است، سوم از ثروتش كه از كجا به دست آورده و در چه راهى آن را مصرف كرده است، چهارم از محبت ما اهل بيت.
2. نماز: سؤال ديگرى كه از انسان مىشود، در باره نماز است.
ابى بصير مىگويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
أوّل ما يحاسب به العبد الصّلوة فإن قبلت قبل ما سواها.«»
نخستين چيزى كه بنده خدا در باره آن مورد محاسبه واقع مىشود نماز است.
اگر نماز قبول شود بقيه اعمال پذيرفته مىشود.
بنابر اين، انسان بايد از اين سرمايهاى كه خدا در اختيار او قرار داده است بهترين استفاده را ببرد و آن را در راه طاعت و عبادت پروردگار مصرف كند.
حضرت سجاد عليه السلام به پيشگاه خدا عرض مىكند:
... و عمّرنى ما كان عمرى بذلة في طاعتك، فإذا كان عمرى مرتعا للشّيطان فاقبضنى إليك قبل أن يسبق مقتك إلىّ أو يستحكم غضبك علىّ.«»
خدايا تا آن روز كه بتوانم به عبادت تو برخيزم و عمرم را در راه طاعت تو به كار گيرم مرا زنده نگهدار، اما اگر عمر من به گونهاى سپرى شود كه چراگاه شيطان باشد و از راه راست مرا منحرف كند، هر چه زودتر مرا به سوى خويش فراخوان و جان مرا از خطر شقاوت وارهان پيش از آنكه مستوجب قهر و خشم تو گردم.
بدين جهت، در قسمت ديگرى از اين دعا از خدا مىخواهد تا او را براى رسيدگى به اعمال و محاسبه نفس خويش موفق بدارد و اين گونه از خدا تقاضا مىكند:
اللّهمّ صلّ على محمّد و آله و اكفنى ما يشغلنى الاهتمام به و استعملنى بما تسألنى غدا عنه و استفرغ ايّامى فيما خلقتنى له...«»
پروردگارا به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و در مشكلات زندگى يار و ياور من باش. كمك كن تا اين بار سنگين بر شانههاى من فشار نياورد و مرا به خويشتن مشغول ندارد. خداى من فردا كه به روز رستاخيز از خاك برخيزم در پيشگاه عدل و انتقام تو از گفتار و كردارم بازخواست خواهم شد.
مقدّر فرماى كه هم امروز به فرداى خود بينديشم و مسئوليت خويش را آنچنانكه تو خواهى ايفا كنم.
كيفيت محاسبه
در مقام محاسبت چند چيز را بايد رعايت كرد:
الف. بايد دانست كه نفس امّاره و غريزه خودخواهى، انسان را فريب مىدهد و زشتيها را زيبا و زيباييها را زشت مىنمايد. بنابر اين، در حسابرسى بايد كاملا خود را از خويشتن تخليه نمود، يعنى بايد خود را به جاى ديگرى فرض كرد و مورد محاسبه قرار داد. در احاديث آمده است: مؤمن بايد در مقام محاسبه، خود را همانند شريكى كه از شريكش حساب مىكشد زير ذرّهبين حساب قرار دهد، و به ديگر سخن، تمام حركات و خاطرات و انديشهها و برخوردها را در برابر خويش مجسّم نموده و بدون ذرّهاى اغماض و چشم پوشى، اعمال خود را بررسى كند.
از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود:
لا يكون العبد مؤمنا حتّى يحاسب نفسه أشّد من محاسبة الشّريك شريكه و السّيّد عبده.«»
هيچ بندهاى مؤمن نيست تا آنكه سختتر از آن گونه كه شريك نسبت به شريك و مولا نسبت به بندهاش محاسبه مىكند خود را مورد محاسبه قرار دهد.
و در حديث ديگرى از امير المؤمنين عليه السلام كيفيت محاسبه به تفصيل آمده است:
سئل أمير المؤمنين عليه السّلام كيف يحاسب الرّجل نفسه؟ قال إذا أصبح ثمّأمسى رجع إلى نفسه و قال يا نفس إنّ هذا يوم مضى عليك لا يعود إليك أبدا، و اللّه سائلك عنه فيما أفنيته فما الّذى عملت فيه؟ أذكرت اللّه أم حمدته؟ أ قضيت حقّ أخ مؤمن؟ أ نفّست عنه كربته؟ أ حفظته بظهر الغيب في أهله و ولده؟ أ حفظته بعد الموت في مخلّفيه؟ أ كففت عن غيبة أخ مؤمن بفضل جاهك أ اعنت مسلما؟ ما الّذى صنعت فيه؟ فيذكر ما كان منه فإن ذكر أنّه جرى منه خير حمد اللّه عزّ و جلّ و كبّره على توفيقه، و إن ذكر معصية أو تقصيرا استغفر اللّه عزّ و جلّ و عزم على ترك معاودته و محى ذلك عن نفسه بتجديد الصّلوة على محمّد و آله الطّيّبين.... [1]
شخصى از امير المؤمنين عليه السلام پرسيد: چگونه انسان خود را محاسبه كند؟ فرمود: وقتى انسان شب را به روز و روز را به شب مىآورد، شبانگاه بايد به خويش بازگردد و به خود بگويد امروزت گذشت و ديگر باز نمىگردد و خداوند از تو پرسش خواهد كرد كه اين روز را چگونه سپرى كردى و چه كارى در آن انجام دادى؟ آيا خدا را ياد كردى؟ آيا حمد و سپاس او را بجاى آوردى؟ آيا حق برادر مؤمنت را ادا نمودى؟ آيا گرفتارى او را رفع كردى؟ آيا در نبودش از خانواده و فرزندانش نگهدارى كردى؟ آيا با مايه گذاردن از آبرويت ديگران را از بدگويى نسبت به برادر مؤمنت بازداشتى؟ آيا مسلمانى را يارى كردى؟ بالاخره چه كردى در اين روزى كه گذشت؟ پس تمام اعمال خود را به ياد آورد. اگر كار خيرى از او سرزده خدا را سپاس گويد و او را بر اين توفيق تكريم و تعظيم كند، و چنانچه در ميان اعمالش به گناهى يا تقصيرى برخورد كند از خدا آمرزش بخواهد و تصميم بگيرد كه ديگر گرد گناه
__________________________________________________
[1] بحارالانوار، ج 67 - ص 70، وسائل الشيعه، ج 11 - ص 379 با اندكى اختلاف.
هفتهها كرديم ماه و سالها كرديم پار نور بوديم و شديم از كار ناهنجار نار
يافتيم ار يك گهر، همسنگ شد با صد خزف داشتيم ار يك هنر، بودش قرين هفتاد عار
گاه سلخ و غره بشمرديم و گاهى روز و شب كاش مىكرديم عمر رفته را روزى شمار
شمع جان پاك را اندر سفاك افروختيم خانه روشن گشت اما خانه دل ماند تار
صد حقيقت را بكشتيم از براى يك هوس از پى يك سيب بشكستيم صدها شاخسار
دام در ره نه هوى را تا نيفتادى به دام سنگ بر سر زن هوس را تا نگشتى سنگسار
سالها شاگردى عجب و هوى كردى به شوق هيچ دانستى در اين مكتب كه بود آموزگار
ره نمودند و نرفتى هيچگه جز راه كج پند گفتند و نپذرفتى يكى را از هزار
نگردد و به وسيله تجديد صلوات بر محمد و خاندان پاكش آئينه دل را صفا بخشد و آن را از زنگار گناه بزدايد... ب. در مقام محاسبه، نخست به واجبات و محرّمات بپردازد تا بداند كه آيا اوامر و نواهى الهى را كاملا رعايت كرده است يا نه. سپس به مستحبّات و خدمات و كارهاى نيك بپردازد.
ج. پس از آنكه بررسى تمام شد چنانچه نتيجه آن مثبت بود خداى را شكر گزارد و از او توفيق بيشتر بخواهد، و چنانچه منفى بود از خداوند متعال طلب آمرزش كند و آماده جبران ما فات گردد و نواقص و كمبودها را به وسيله حسنات و اعمال شايسته از ميان بردارد. خداى تعالى مىفرمايد:
... انَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ.... 11: 114«»... كارهاى نيك بديها و زشتيها را از ميان مىبرد.... و در جاى ديگر مىفرمايد:
... وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ... 13: 22«»... خردمندان آن كسانى هستند كه بديها را با خوبى دفع مىكنند... امام هفتم حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود:
يا هشام ليس منّا من لم يحاسب نفسه في كلّ يوم فإن عمل حسنا استزاد منه و إن عمل سيّئا استغفر اللّه منه و تاب إليه.«»
اى هشام از ما نيست كسى كه هر روز خود را مورد محاسبه قرار ندهد كه اگر كار نيكى انجام داده در افزايش آن بكوشد و چنانچه كار زشتى كرده از خدا آمرزش بخواهد و به سوى او باز گردد.
و در حديث ديگر از امام باقر عليه السلام آمده است:
نقطههاىآغازدراخلاقعملى ص : 368
... ما أحسن الحسنات بعد السّيّئات و ما أقبح السّيّئات بعد الحسنات.«»
چقدر زيبا است اعمال خوب پس از كارهاى بد، و چقدر زشت است كارهاى بد پس از اعمال خوب.
چرا به محاسبه نفس اهميت نمىدهيم؟
1. فراموشى خدا و از خود بيگانگى:
ترديدى نيست كه منشأ عدم توجه به اين موضوع مهم غفلت از خدا است و كسى كه خدا را فراموش كند از خود بيگانه مىشود و آن كس كه از خود بيگانه شد تابع هوى و هوس مىگردد و آن كس كه تابع هواى نفس شود از حقايق دور مىماند و ديگر نمىتواند به آينده خويش بينديشد.
قرآن مىفرمايد:
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نسُوا اللّهَ فَانْسيهُمْ انْفُسَهُمْ.... 59: 19«»همانند كسانى نباشيد كه خداى را فراموش كردند، پس خدا آنها را از خود بيگانه كرد [تا آنجا كه خود را فراموش كردند و از مرحله بندگى و انسانيت سقوط نمودند] و تنها در مقام ارضاى غرايز حيوانى هستند.... و مىفرمايد:
... وَ لا تُطِعْ مَنْ اغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَويهُ... 18: 28«»... از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن، كه پيروى هواى نفس كردند... به هر حال، هواى نفس و ياد خدا با يكديگر در يكجا جمع نمىشوند، نور و ظلمت با يكديگر سازگار نيستند.
هواى نفس خود بشكن، خدا را مده ره پيش خود صاحب هوا را
نقطههاىآغازدراخلاقعملى ص : 369
2. غرور و اميد بيجا:
يكى ديگر از عوامل ترك محاسبه غرور و خودفريبى است.
حضرت على عليه السلام در ذيل آيه شريفه«يا ايُّها الانْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَريم» 82: 6«»به انسانهاى غافل و خفته كه در خواب گران غفلت بسر مىبرند هشدار مىدهد و براى اينكه آنان را به مسئوليتهاى خويش متوجه سازد، مىفرمايد:
أدْحَضُ مَسْئُولٍ حُجَّةً وَ أقْطَعُ مَغْتَرٍّ مَعْذِرَةً لَقَدْ أبْرَحَ جَهالَةً بِنَفْسِهِ...
اين انسان مغرور، مسئولى است كه پاسخ وى بى پايهتر از همه و عذرش در مقام توجيه و پوزشخواهى ناپذيراتر است، با اين حال، او بر نادانى خويش مصرّ است و دست از جهالت و غرور بر نمىدارد.
... يا أيُّهَا الإنْسانُ ما جَرَّأكَ على ذَنْبِكَ، وَ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ وَ ما انَسَكَ بِهَلَكَةِ نَفْسِكَ؟ أما مِنْ دائِكَ بُلُولٌ أمْ لَيْسَ مِنْ نَوْمَتِكَ يَقَظَةً؟ أما تَرْحَمُ مِنْ نَفْسِكَ ما تَرْحَمُ مِنْ غَيْرِكَ؟...
اى انسان چه چيز تو را به گناهت جرأت داده و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و چه چيز تو را بر هلاكت خويش علاقهمند كرده است؟ آيا اين بيمارى تو بهبودى ندارد؟ آيا اين خوابت بيدارى ندارد؟ چرا همان گونه كه به ديگرى رحم مىكنى به خود رحم نمىكنى؟...... فلربّما ترى الضّاحى من حرّ الشّمس فتظلّه، أو ترى المبتلى بألم يمضّ جسده فتبكي رحمة له فما صبّرك على دائك و جلّدك على مصابك و عزّاك عن البكاء على نفسك و هي أعزّ الأنفس عليك و كيف لا يوقظك خوف بيات نقمة و قد تورّطت بمعاصيه مدارج سطواته؟...
تو كه هرگاه كسى را در دل آفتاب سوزان بيابى بر او سايه مىافكنى و هرگاه بيمارى را ببينى كه سخت ناتوان گشته از روى ترحم بر او گريه مىكنى، پس چه چيز تو را از گريه برخويشتن تسلى داده در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از خودت نيست، و چگونه ترس از فرود آمدن بلاى ناگهانى تو را بيدار نكرده در حالى كه با نافرمانى خدا خود را تباه ساخته و در پنجه قهرش انداختهاى؟...... فتداو من داء الفترة في قلبك بعزيمة و من كرى الغفلة في ناظرك بيقظة و كن للّه مطيعا و بذكره انسا...
پس اين بيمارى [دورى از خدا] را با داروى تصميم و عزم راسخ درمان كن و اين خواب غفلتى كه چشمت را فرا گرفته با بيدارى بر طرف ساز مطيع خدا باش و به ياد او انس گير...... فتحرّ من أمرك ما يقوم به عذرك، و تثبت به حجّتك و خذ ما يبقى لك ممّا لا تبقى له و تيسّر لسفرك و شم برق النّجاة، و ارحل مطايا التّشمير.«»
بنابر اين، در جستجوى چيزى باش كه عذر خويش را با آن توجيه كنى [تا عذر تو را بپذيرند] و دليل خود را با آن استوار سازى... و از اين دنيا كه در آن ماندنى نيستى توشهاى ماندنى و پايدار براى خويش برگير و وسيلهاى براى سفر [آخرت] آماده كن و به برق نجات چشم بدوز و بار و توشه اين سفر را محكم بر پشت مركب ببند.
نتيجه بحث
از مجموع آيات و رواياتى كه گذشت، ضرورت محاسبه نفس بخوبى روشن مىشود كه سرمايه گرانبهاى عمر را بى حساب و كتاب مصرف كردن موجب خسران غير قابل جبران است.
حضرت هادى عليه السلام فرمود:
الدّنيا سوق ربح فيها قوم و خسر اخرون.«»
دنيا بازارى است كه گروهى در آن سود مىبرند و گروهى زيان مىبينند.
پس انسان تا زنده است بايستى به حساب خود برسد، زيرا هنگامى كه از دنيا رفت ديگر تقاضاى بازگشت به دنيا و جبران گذشتهها پذيرفته نخواهد شد.