عشق و حال جواني

اگر زنا حرام است پس از نظر اسلام عشق و حال جواني و لذت بردن از دوران جواني يعني چي؟

کار حرام يعني کاري که در واقع عامل بدبختي انسان و تباه شدن آينده او است.
حکمت ممنوعيت اين امور رعايت صلاح دنيا و آخرت ؛ و سلامت روح و روان ماست. نعمت هاي حلال خدا در مقابل آنچه حرام است بسيار بيشتر از مواردي است که حرام شده و از آن منع شده ايم. زيرا خدايي كه ما را خلق كرده است بهتر مي‌داند چه چيزي به صلاح ماست و چه چيز به صلاح نيست؛ چه چيزي براي ما خوب است و چه چيز بد. ما بايد ديد خود را به خداي مهربان تصحيح كنيم ، آن وقت نعمت‌هايش را احساس مي‌كنيم و مي‌فهميم چقدر به او مديون هستيم.
اگر ما دروجود خود به چيزي احساس نياز مي‌كنيم حتما خداي مهربان ما تدبيري براي رفع آن نياز ديده است و الا اين نياز را در ما قرار نمي‌داد. و حتما دستورالعملي نيز براي آن بيان كرده است زيرا ما دين را برنامه درست زندگي مي‌دانيم و عمل به دين، تضمين كننده درستي آن رفتار براي سعادت دنيا و آخرت ما است و دقت كنيد: حتما نفس اماره و شيطان برنامه انحرافي‌اي در ارضاي آن نياز و عمل به دستور دين دارد که به قصد گمراه کردن انسان را به آن تحريک مي کند.
هر سه مرحله‌اي كه بيان شد را با هر كدام از رفتارهاي خود بسنجيد. آيا اگر ما دستور خدا را براي ارضاي نيازهاي خود ندانيم و مستقيما در دام شيطان و نفس بيافتيم راه صحيحي رفته‌ايم؟
حتما يك جوان نياز به نشاط جواني و لذت بردن از زندگي خود دارد اين را كسي انكار نمي‌كند. اما آيا راه لذت بردن منحصر در حرام است؟ اگر ما نرفته ايم تا راه صحيح ارضاي هر يك از نيازها و غرايز خود را ياد بگيريم و روش صحيح زندگي(دين) را بياموزيم، اين به معناي اين است كه برنامه‌اي وجود ندارد؟ از شما خواهش مي‌كنم خوب به تك تك جملات بالا فكر كنيد. هر كدام را قبول نداريد بگوييد تا بيشتر در موردش صحبت كنيم.
فرق انسان و حيوان در رعايت مقررات خدا در زندگي از روي اختيار است. زيرا قبر و قيامتي منتظر تك تك ماست كه آنجا ما هستيم و بازخورد و نتيجه اعمالمان.
دوست عزيز خدايي كه گناهان جنسي را حرام كرده است، براي ارضاي غريزه جنسي ازدواج را قرار داده است. ضمن اينكه عوامل بسياري در زندگي ما نشاط و روحيه شاداب ما را از بين مي‌برد كه بايد براي هر كدام علاج مخصوص به خود را يافت نه آنكه به روشي نامناسب و غير مرتبت براي فرار از آنها مرتكب حرام شد.
آثار زندگی صنعتی، نیازهای کاذب، غذاهای غیرطبیعی، رژیم بد غذائی، هوای آلوده، روابط سرد در زندگی فردی و اجتماعی، کم بودن ارتباطات فامیلی و دوستانه، تک فرزندی و بالتبع محروم شدن از اقوام پدری و مادری، چشم و هم چشمی‌ها، دور شدن از معنویت و کم شدن رابطه با خدا و.... در روحیه انسان امروزی آنچنان مخرب و نابود کننده است، که هر گونه شادابی و نشاط را از او می‌گیرد.
بايد زندگي را با همه ابعاد مادي و معنوي؛ و دنيوي و اخروي آن ديد و محدود و زود گذر تصميم نگرفت. ان شاء الله به آنچه گفتيم فكر كنيد و در آينده گفتگوي بيشتري با هم داشته باشيم.
از شما مي‌خواهم به كرامت انسان و هدف از خلقت خود فكر كنيد و متناسب با نتيجه آن تصميم بگيريد.
به عقيده من برای داشتن زندگی با نشاط می‌بايست در چند زمينه کار کرد:
1) مسائل اعتقادی: اعتقاد به معنويت، ارزشها، آثار اعمال عبادی و تلاش در راه آنها عامل مؤثری جهت ایجاد نشاط در زندگی است.
2) مسائل اخلاقی: دور شدن از رذائل اخلاقی و تخلّق به فضائل اخلاقی به زندگی انسان معنا و ارزش می‌دهد و روند زندگی را يک دست و روان می‌سازد.
3) تغديه: اينکه بدانيم چه بخوريم، چقدر بخوريم، چگونه بخوريم، کی بخوريم، با چه کسانی بخوريم و... در رشد، تعالی و سلامت روح و روان و جسم و جان انسان بسيار مؤثر است.
4) لباس و پوشش: نوع لباس و پوشش، نظافت در لباس و پوشش، رعايت حجاب و... نيز بسيار حائز اهميت است و در نشاط، روحيه و گرايش‌های دينی و اخلاقی بسيار تأثيرگذار است.
5) توجه به روحيّه: داشتن روحيه و روان سالم، رعايت نکات مؤثر در جهت سلامت روان و اعصاب، درک درست از موقعيّت زمانی و مکانی خاصّی که خود و اطرافيانمان در آن قرار داريم و... نيز در نشاط انسان در زندگی و عبادات بسيار مؤثر است.
در برخورد با ديگران نيز به اين نکته بايد توجه داشت، تا هم بتوانيم با آنها تعامل سازنده داشته باشيم و هم اينکه با درک درست وضعيّت روحی، روانی طرف مقابل، بدرستی در موردش قضاوت کنيم و در صورتيکه رفتار احياناً نسجيده‌ای از او سرزد، قادر باشيم آن را بخوبی تجزيه و تحليل نماييم و کنترل روحيّه خود را از دست ندهيم، و با تعامل مناسب با ديگران زندگی آرام و با نشاط داشته باشم.
6) سلامتی جسمانی: در بسياری از موارد بيماری‌های جسمانی باعث ايجاد و بروز امراض روحی می‌شود، عواملی مثل فشار خون، چربی خون، قند خون، زخم معده و... موجب می‌گردد، تحت فشار عصبی قرار گرفته و نشاط در زندگی و عبادت را از دست بدهيم.
7) کار: يکی از عوامل ايجاد نشاط اين است که انسان بی‌کار نماند، کسب و کار،هنرهای صنايع دستی، خيّاطی، گل دوزی، نقّاشی، آشپزی و... به تناسب جنسيّت، مهارت، سليقه و...
8) داشتن آرزوها، اهداف وبرنامه‌ريزی در راستای آنها و عمل طبق برنامه: داشتن برنامه و عمل کردن به آن، به انسان روحيّه، اميد، پشتکار، انگيزه و نشاط می‌دهد، خصوصاً اگر در نحوه برنامه‌ريزی، شرايط برنامه‌ريزی، و امتياز دهی به موفقيّت‌ها، به نحو احسن عمل کند.
9) ورزش و تفريحات سالم مانند شنا و کوه نوردي و ...... از راه هاي داشتن زندگي با نشاط و جواني کردن و به قول شما حال کردن است.
10 راه تامين و لذت بردن در محدوده غريزه جنسي را نيز خداي متعال در اختيار انسان قرار داده است و از نظر دين راه ازدواج باز و بسيار آسان است. دو دختر و پسر تنها با شرط کفويت و همتايي مي توانند با رضايت پدر دختر با قرار دادن مهر ازدواج کنند و در کنار هم يک عمر لذت ببرند. زنا نه تنها راه صحيح لذت بدن نيست, بلکه مشکلات فراواني دارد که عذاب وجدان و عقاب اخروي و خطر بيماري هاي مهلک برخي از آنها است.
جمع شدن موارد فوق و تلاش در راستاي آنها زندگي ما را لذيذ، پر طراوت، زيبا و با نشاط خواهد كرد. كافي است امتحان كنيد.