وظایف انسان در خانواده

در قرآن كريم در جايي خواندم كه علت دوزخي شدن برخي انسانها اين بوده كه نسبت به خانواده خود دلسوز نبودند. يا علت بهشتي شدن آنها دلسوز بودن آنها نسبت به خانوادشان بوده خواهشا با تكيه بر آيات قرآني وظيفه ي ما نسبت به خانواده را تشريح كنيد.

خوشحاليم شما مخاطب ما هستيد اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.
به دنبال جاري شدن عقد شرعي و قانوني و به دنبال تحقق ازدواج و رابطة همسري، وظايف و تعهداتي براي طرفين (زن و شوهر) ايجاد مي‌شود. زن و شوهر به عبارتي دختر و پسر, بعد از انجام مراسم عقد و تحقق همسري، شرعاً و قانوناً مي‌بايد در مقابل همديگر ملتزم(متعهد) به انجام اموري بشوند. در مادة 1102 قانون مدني كه البته اين قوانين مستند به دلايل شرعي نيز هست، چنين آمده: همين كه نكاح (عقد ازدواج) به طور صحيح واقع شد، روابط زوجيت (زن و شوهري) بين طرفين واقع مي‌شود و همچنين حقوق و تكاليف زوجين (زن و شوهر) در مقابل همديگر برقرار مي‌شود.1
به‌واسطة زوجيت و بعد از عقد قانوني و شرعي با دو نوع از تعهدات و بايسته‌ها و بهره‌ها نسبت به هر كدام از زوجين روبه‌رو هستيم.

الف) بعد از عقد بين دختر و پسر رابطة زن و شوهري ايجاد شده و دختر و پسر، زن و شوهر محسوب مي‌شوند و مي‌توانند با يكديگر ارتباط جنسي داشته باشند و از همديگر استمتاع (بهرة جنسي) ببرند. علاوه بر اين عده‌اي از بستگان عروس ,مثل مادر، مادربزرگ و ... با داماد محرم شده و مي‌توانند با همديگر دست دهند يا به همديگر نگاه كنند و همچنين عده‌اي از بستگان داماد مثل پدر، پدربزرگ، با عروس محرم مي‌شوند.

ب) بين زوجين (زن و شوهر) حقوق و تكاليفي به‌وجود مي‌آيد. يعني بر عهدة هر كدام از آنها حق و وظايفي متوجه مي‌گردد. مباحثي همچون لزوم اطاعت از شوهر، قبول سرپرستي شوهر (مديريت شوهر) تمكين جنسي از شوهر و همچنين لزوم پرداخت نفقه و مهريه از ناحية مرد و تهية مسكن و لوازم زندگي و حُسن معاشرت (سازگاري) طرفيني از موارد ضروري، زوجيت و همسر شدن است.

وظايف الزامي زن و مرد نسبت به همديگر
همان‌طور كه ذكر شد بعد از ازدواج و عقد رسمي، وظايف و حقوقي به عهدة هر كدام از همسران قرار مي‌گيرد كه آنها ملزم هستند آن را انجام داده و متعهد به آن باشند. برخي از اين وظايف ويژه مرد بوده و برخي نيز ويژه زن مي‌باشد و برخي از وظايف و تكاليف مثل حُسن معاشرت (خوش‌رفتاري) مربوط به دوطرف يعني زن و شوهر مي‌باشد. در اين قسمت از بحث به وظايف ويژه زن و مرد و همچنين وظايف مشترك به صورت اجمال پرداخته مي‌شود.

1.نفقه
از جملة وظايف و تعهدات مرد كه بعد از عروسي و ازدواج به عهده‌اش مي‌آيد نفقه است. نفقه از وظايف ويژه مرد بوده و از حقوق قطعي زن مي‌باشد. نفقه از چيزهايي است كه علاوه بر وجوب شرعي و الزام ديني، از نظر قانوني نيز بر مرد لازم و واجب است ؛ يعني نفقه علاوه بر پشتوانة شرعي از پشتوانة حكومتي و قضايي نيز برخوردار بوده و چنانچه مردي نفقة واجب همسر خود را نپردازد، قانون او را وادار به اين كار خواهد كرد.

مفهوم نفقه در قانون مدني
در قانون مدني مادة 1107 نفقه را چنين تفسير كرده‌اند: نفقه عبارت است از مسكن (محل زندگي)، لباس، غذا و اثاث منزل كه به طور متعارف با وضعيت زن متناسب باشد و همچنين خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم (خدمتكار) يا احتياج او (زن) به خدمتكار به واسطة مريضي يا نقص عضو.2

حدود و مصاديق نفقه
در كتاب‌هاي فقهي و حقوقي، نفقة زن به شرح زير بيان شده است:
يك: نان و خورش به مقداري كه سير شود و از نظر كميت و كيفيت به شأن زن و جايگاه او (از چه خانواده‌اي باشد) و عرف و عادت متعارف بستگي داشته و همچنين مي‌بايد با زمان و مكان زندگي هماهنگ باشد. مثلاً ممكن است روستايي يا شهرنشين يا فرزند خانوادة متمكّن باشد كه در هر كدام از اين موارد شرايط غذا متفاوت خواهد بود؛
دو: لباس، كه در لباس هم مي‌بايد از نظر جنس و مقدار آن ,به عرف و عادت محل زندگي مراجعه كرد؛
سه: فراش، كه منظور زيرانداز و وسايل استراحت است مثل فرش، تشك، پتو و غيره؛
چهار: وسايل آشپزي و مسايل مربوط به آن كه البته به صورت متعارف و متناسب با امكانات زندگي همان عصر باشد؛
پنج: وسايل آرايش و نظافت كه البته در اين مورد فقها و علما، وسايلي مانند شانه، كِرم و وسايل ضروري آرايش را جزو نفقه حساب كرده‌اند ولي لوازمي را كه جنبة آرايش اضافي است جزو نفقة واجب نمي‌دانند مثلاً سشوار، ميز آرايش و غيره؛
شش: خانة ملكي يا استيجاري كه البته با شئون و نيازهاي زن از نظر محل و داشتن همسايه‌هاي مناسب كافي باشد؛
هفت: خدمتكار، كه البته اين مورد مربوط به زناني است كه از جهت شئون و شرافت خانوادگي در شرايط ويژه باشند مثلاً از زناني باشند كه در منزل پدر نيز خدمتكار داشته‌اند يا زني باشد كه به دليل مريضي يا نقص عضو، احتياج به خدمتكار دارد. در اين صورت مرد اختيار دارد كه يا خدمتكاري اجير كند و يا خودش نيازهاي زن را برآورده كند و يا زن مايل باشد كارهاي مربوطه را خودش انجام دهد و خدمتكار نخواهد.3
در آخر ذكر اين نكته نيز ضروري است كه به نظر مي‌رسد نفقه در شرايطي مثل عصر حاضر,نمي تواند منحصر به امور فوق‌الذكر باشد و مي توان مواردي را به آن افزود مثل تلفن ، وسايل خنك كننده و گرم كننده وغيره.

2.مسكن
اگرچه مسكن و محل زندگي از مصاديق و زيرمجموعه‌هاي نفقه است و مرد مي‌بايد آن را فراهم نمايد ولي به دليل اهميت مسكن و شرايط آن، به صورت مستقل به آن پرداخته شده است.
از منظر شرعي و قانوني بر مرد لازم و واجب است تا براي همسر خود مسكن و محل زندگي چه به صورت ملكي و چه به صورت اجاره‌اي تهيه نمايد. اختيار تعيين مسكن و محل آن با شوهر است و او موظف است و اختيار دارد در هر محلي كه مناسب بداند، براي همسرش مسكن و خانه‌اي فراهم كند. زن موظف است در هر منزلي كه شوهر انتخاب كرد، زندگي كند و سكني گزيند مگر اينكه زن در هنگام عقد شرط كرده باشد كه اختيار تعيين محل زندگي با او باشد كه در اين صورت زن اختيار دارد در محلي كه تشخيص مي‌دهد زندگي كند و خانه‌اي تهيه شود. در مادة 1114 قانون مدني كه برگرفته از فقه اسلامي است به اين امر اشاره شده و چنين آمده: «زن بايد در منزلي كه شوهر تعيين مي‌كند زندگي كند مگر آنكه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد».

3.تمكين
يكي از موضوعات اساسي در روابط همسري، مسئله تمكين و اطاعت زن از شوهر است. اين موضوع برخلاف مسئله نفقه كه مرد موظف بود تمام امكانات ضروري زن را فراهم سازد، زن موظف است در اموري كه بعداً به طور مفصل بيان خواهد شد، از شوهر خود اطاعت كند و نافرماني ننمايد. اطاعت زن و فرمانبرداري او از همسرش را در اصطلاح فقها «تمكين» مي‌گويند.
تمكين (اطاعت از شوهر) يكي از وظايف مهم بلكه از اصلي‌ترين وظايف زن به شمار مي‌رود و از مسائل ضروري و مسلّم در آيين اسلام مي‌باشد. زن وظيفه دارد شرعاً و قانوناً از شوهر خود در امور مشخصي اطاعت كند و اگر چنانچه در وظايف مشخص شده، نافرماني كند (ناشزه) نفقه‌اي بر عهدة مرد نمي‌آيد و زن حق تقاضاي نفقه ندارد.

تعريف تمكين
تمكين در لغت به معناي جاي دادن، پا بر جا كردن، قادر و مسلط گردانيدن كسي بر چيزي و غيره آمده4 و در اصطلاح فقها و حقوقدانان به معناي آماده بودن زن براي شوهر يعني آماده بودن و اطاعت شوهر در روابط جنسي در هر زمان كه شوهر بخواهد مگر اينكه زن ,عذر شرعي داشته باشد.5

انواع تمكين

در ادبيات ديني و در آموزه‌هاي اسلامي، تمكين به دو معني و مفهوم آمده كه هر دوي آنها بر زن واجب است.
الف) تمكين عام
تمكين عام يعني اطاعت زن از شوهر در اموري همچون: قبول سكونت و زندگي در خانه‌اي كه شوهر انتخاب و تهيه كرده است، خارج نشدن از منزل مگر با اجازة شوهر، خوش‌رفتاري و مدارا با شوهر، پيروي و همكاري در امور منزل، نظافت و آرايش براي شوهر در حد عرف و تناسب زمان و مكان و همچنين تصرف نكردن در اموال شوهر مگر با اجازة او و مسائل ديگر.
ب) تمكين خاص
مراد از تمكين خاص، اطاعت و فرمانبرداري بدون قيد و شرط در امور جنسي و زناشويي به طوري كه هر موقع شوهر اراده كند و شرايط مهيا باشد، مي‌بايد زن اطاعت كند مگر اينكه مانعي مثل روزة واجب، قاعدگي و... در كار باشد.6 در مادة 1108 قانون مدني به اين وظيفة (تمكين عام و خاص) اشاره شده و چنين آمده: هر گاه زن بدون مانع شرعي از اداي وظايف زوجيت امتناع كند، مستحق نفقه نيست.

محدوده و مصاديق تمكين
در دستورات ديني و حقوقي به محدودة تمكين و نمودهاي آن به طور مشخص اشاره گرديده است. نمونه‌هايي از مصاديق تمكين عبارت‌اند از:

يك. اطاعت و فرمانبرداري در مسائل جنسي
بانو ملزم است و وظيفه دارد در هر نوع كامجويي جنسي كه مشروع باشد، از شوهرش در هر زماني كه تقاضا كند، اطاعت نمايد؛ مگر در مواردي كه ممنوع و حرام است مثل ايام روزه‌هاي واجب، عادت ماهيانه (پريُد) و يا مريضي‌هايي كه امكان بهرة جنسي نيست.
دربارة وظيفة فوق‌الذكر روايات زيادي از معصومين‰ رسيده كه به نمونه‌هايي اشاره مي‌شود:
در روايتي پيامبر گرامي اسلام مي‌فرمايند:
زن نبايد مانع بهرة جنسي شوهرش شود، گرچه روي شتر سوار باشد.7يعني در هر شرايطي باشد.
و همچنين حضرت فرمودند:
زن نبايد دست به دست كند (يعني در اجابت خواسته ي مرد تأخير كند) و خود را سرگرم كند كه شوهر به خواب رود.8
حضرت پيامبرˆ در روايتي ديگر دربارة وجوب اطاعت جنسي زن و عرضه كردن خود بر شوهر مي‌فرمايند:
جايز نيست كه زن بخوابد مگر هنگامي كه خود را بر شوهر عرضه كند، به اين نحو كه لباس خود را در آورد و كنار او بخوابد و بدنش را به بدن شوهر بمالد. اگر زن چنين كرد به وظيفة خود عمل كرده است و خود را عرضه نموده است.9
در اين روايت شريف كيفيت عرضه كردن همسر خودش را به شوهر بيان شده است زيرا عرضه كردن و خود را به او نزديك كردن از وظايف زن است. و لزوم عرضه كردن در روايتي كه از محضر حضرت پيامبرˆ نقل گرديده بيان شده است، حضرت در اين روايت مي‌فرمايند:
زن بايد به خوشبوترين عطرها خود را خوشبو كند و بهترين و جذاب‌ ترين لباسش را بپوشد و بهترين آرايش و زينت را بكند و خود را هر شب به شوهر عرضه كند.10
بر اساس روايات فوق و احاديث زياد ديگري كه در كتاب‌هاي روايي نقل شده، اين بهره را مي‌توان برد كه بر زن واجب است در تمام امور جنسي كاملاً مطيع شوهر باشد و تمام سعي خود را در راستاي تأمين نياز جنسي شوهر بنمايد و از هر زينت، عشق، محبت، دلربايي و بهره جنسي كه براي شوهر مطلوب است، دريغ ننمايد.

دو. كسب اجازه شوهر براي خروج از منزل
يكي ديگر از مصاديق تمكين و اطاعت از شوهر، لزوم اجازه گرفتن از شوهر براي خارج شدن از منزل است. وظيفة زن حضور در منزل، تربيت فرزند، گرمي‌بخشي و طراوت‌بخشي به محيط خانه، همسرداري و ادارة امور منزل است. اگر زن بخواهد براي امور غير ضروري از خانه خارج شود مي‌بايد از شوهر خود اجازه بگيرد و يا بداند كه شوهرش راضي است. لذا حق ندارد بدون رضايت شوهر و اجازة او به خانة فاميل، پدر و مادر، مجالس عروسي، عزاها و حتي مجالس مذهبي مثل مجلس روضه و دعا برود. البته در مواردي مثل يادگيري مسائل شرعي واجب كه در خانه امكان يادگيري ندارد و حج واجب, اجازه شوهر لازم نيست.
اصل اين حكم كه جواز خارج شدن زن شوهردار از منزل مشروط به اجازه شوهر است,بر اساس روايات اسلامي قابل خدشه نيست؛در منابع شيعي بيش از ده روايت بر اين مطلب دلالت دارد .11همچنين در ميان فقها نيز اين حكم مسلم و قطعي مي باشد.
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمدˆ در اين باره مي‌فرمايند:
زن نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و اگر بدون اجازه خارج شود، ملائكه آسمان و ملائكة زمين و ملائكه رحمت و غضب، همگي او را لعنت مي‌كنند تا برگردد.12
در روايتي حضرت امام صادق† فرمودند:
هر زني بدون اجازة شوهر از خانه بيرون رود، حق خرجي و نفقه ندارد تا اينكه برگردد. يعني با خروج بدون اجازه، ناشزه (نافرماني) صدق مي‌كند.13
البته برخي اين ادعا را مطرح نموده اند كه لزوم كسب اجازه شوهر ,به مواردي اختصاص دارد كه خارج شدن زن از منزل با حقوق جنسي شوهر منافات داشته باشد و در زماني كه شوهر در مسافرت است, لزومي بر اجازه نيست .ولي با توجه به اطلاق روايات ,تخصيص آنها به موارد تضييع حقوق جنسي شوهر ,بي وجه است؛زيرا يقين نداريم كه ملاك اين حكم ,حفظ حقوق جنسي شوهر باشد بلكه احتمال دارد مصالح ديگري مثل جلب اعتماد شوهر به مصونيت جنسي همسر و يا پيشگيري از زمينه انحراف زن ,در تشريع اين حكم دخيل باشد.

سه. پرهيز از آزردن شوهر
معاشرت نيكو و تعامل پسنديده از وظايف طرفيني در رابطه با همسران است. يعني هم زن و هم مرد ,وظيفه دارند با يكديگر معاشرت نيكوداشته باشند و حق آزار و اذيت يكديگر را ندارند. زن مي‌بايد از هرگونه عملي كه رنجش خاطر شوهر را فراهم مي‌كند، پرهيز نمايد و سعي كند از كاري، حركتي و حرفي كه باعث ناراحتي شوهر است، اجتناب نمايد و چون فرشته‌اي در قلب شوهر جاي كند و هرگز درصدد آزار شوهر كه از گناهان بزرگ است، برنيايد.
البته مرد نيز وظيفه دارد كه معاشرت نيكو داشته باشد كه البته در اين باره در بحث حسن معاشرت مطالبي خواهيم گفت.
پيامبر گرامي اسلام مي‌فرمايند:
زني كه با زبان، شوهر را بيازارد، خداوند هيچ عمل خوب و هيچ حسنه و نماز و روزه‌اي را از او قبول نمي‌كند، هرچند همواره روزها در روزه باشد و شب‌ها در حال نماز؛ مگر آنكه همسرش از او راضي گردد.14
و در روايتي ديگر كه از محضر نوراني امام صادق† نقل شده چنين آمده:
هر زني كه شوهر خود را بيازارد و با او بدخلقي كند و شوهر از او ناراضي باشد (در موردي حق) نمازش قبول نمي‌شود مگر اينكه شوهر را راضي نمايد.15

چهار. تصرف نكردن در اموال شوهر مگر با اجازه
زن، امين شوهر است و بايد پاسدار خوبي براي امانت و اموال شوهر باشد. اگر زن بخواهد در اموال همسرش تصرف نمايد (هزينه كند) بايد از شوهرش اجازه داشته باشد اگرچه براي صدقه دادن باشد. البته اگر شوهر اجازه كلي داده باشد، زن مي‌تواند از پول‌هاي او در مواردي كه تشخيص مي‌دهد هزينه كند.
امام صادق† دربارة لزوم اجازه زن در رابطه با تصرف در اموال شوهر مي‌فرمايند:
حق تصرف و هزينه كردن در اموال شوهر را ندارد مگر اينكه اجازه داشته باشد و اگر بدون اجازه تصرف و هزينه كند، گناهكار است.16
و پيامبر گرامي اسلام مي‌فرمايند:
زن حتي براي صدقه بايد اجازه بگيرد و بدون اجازة شوهر نباشد.17

پنج. لزوم اجازه شوهر براي روزه مستحبي
زن مي‌بايد در هر حال, در اختيار شوهر باشد و نبايد كاري كند كه امكان بهرة جنسي از او ممكن نشود. از اين رو زن حق ندارد روزة مستحبي بگيرد مگر اينكه شوهرش راضي باشد. به دليل اينكه وقتي زن روزه است از طرفي ناتوان و بي‌نشاط مي‌شود و از طرف ديگر امكان ارتباط جنسي در حال روزه نيست. البته روزة واجب بحثي ديگر است كه هيچ كس نمي‌تواند مانع آن بشود و انسان مكلف بايد آن را انجام دهد.
حضرت محمدˆ دربارة لزوم كسب اجازه شوهر در روزة مستحبي مي‌فرمايند:
زن حق ندارد بدون اجازة شوهر روزه مستحبي بگيرد.18

4.حُسن معاشرت
يكي از حقوق و وظايف متقابل و مشترك زوجين(زن و شوهر) حُسن معاشرت نسبت به يكديگر است. به عبارت ديگر زن وظيفه دارد با شوهرش به نيكي معاشرت نمايد و نيز حق دارد از شوهر خويش حُسن معاشرت بخواهد، مرد نيز حق دارد از همسر خويش تكريم و معاشرت نيكو طلب نمايد و هم موظف است به نيكي و مهرباني با همسرش رفتار كند.
اصولاً بسياري از قوانين و دستورات و احكام اسلام و توصيه‌هاي پيشوايان دين، جنبه پيشگيري دارد كه اگر دقيقاً به مورد اجرا گذارده شود, بسياري از مشكلات و گرفتاري‌هاي احتمالي خانواده ,برطرف مي شود. همان‌طور كه مشهور است «پيشگيري بهتر و آسان‌تر از درمان» است.در احكام اسلام نيز اگر به دستورات و توصيه هايي كه جنبه ارشادي و اخلاقي دارد عمل شود ,بسياري از نزاع‌هاي حقوقي كه بعضاً هم موجب وارد آمدن خسارت‌هاي فراوان و غيرقابل جبران مي‌شوند جلوگيري مي‌كند.
در زندگي زناشويي يكي از دستورات اخلاقي كه بسيار مورد تأكيد قرآن كريم و پيشوايان دين مي‌باشد تا جايي كه اين دستور اخلاقي جنبه حقوقي و تكليفي پيدا نموده، همين مسئله «حُسن معاشرت» و خوش‌رفتاري با يكديگر است؛ اهميت و نقش حياتي حُسن معاشرت در زندگي زناشويي تا آنجاست كه به شكل ماده‌اي از قانون مدني در آمده و ضمانت اجرايي دارد.
قانون مدني ماده 1103: «زن و شوهر مكلف به حُسن معاشرت با يكديگرند».
در زندگي زناشويي ,آنچه بيش از همه اهميت دارد آن است كه زن و شوهر خودشان را متعلق به يكديگر بدانند و هر كدام از آنها, سعادت و خوشبختي ديگري را سعادت و خوشبختي خويش بداند و بدبختي و گرفتاري ديگري را گرفتاري و غم خويش به حساب آورد، اگر هر دو با اين ديدگاه به زندگي زناشويي گام نهادند و همين گونه ادامه دادند ,بدون ترديد زوجي موفق , خوشبخت و سعادتمند خواهند بود و در پرتو اين خوشبختي و موفقيت, اولاد صالح نيز به جامعه تحويل مي‌دهند.
مرد توانا و فعال كه تمام روز را كار كرده است و هرگونه مشقت و سختي را تحمل نموده در سرما و گرما فرسوده شده شب به خانه برمي‌گردد اينجا محل امن و امان است، جايگاه راحت آسايش روح و جسم او است همه ناملايمات و ملالت‌ها اينجا فراموش و زنگ هر غمي از خاطر مرد زدوده مي‌شود.
درون خانه كعبه آمال مرد است، زن خانه خداي اين كعبه است، نوباوگان معصوم فرشتگاني هستند كه درون خانه گرد كانون مهر و صفا طواف مي‌كنند... در روي زمين ستارگاني هستند روشن‌تر و مرموزتر از كواكب فلكي و آنها زنان‌اند.
بانوي خانه نيز كه به خاطر همسر و زندگي مشترك با او ,از همه كسان و عزيزانش جدا گرديده، چه بسا از موطن و زادگاهش نيز دور شده، از صبح تا غروب درون منزل محصور گرديده، با سر و صدا و گريه و بعضاً بيماري و بهانه‌گيري كودكان دست و پنجه نرم مي‌كند, (بدون هيچ وظيفة شرعي )كارهاي سخت و طاقت‌فرساي منزل را متحمل مي‌شود، ايثارگرانه و تبرعاً و فقط به انگيزه عشق به همسر و فرزندانش به صورت كارگري تمام‌وقت كار و تلاش مي‌كند، پيوسته در اين فكر است كه شوهر او چه غذايي را دوست دارد، همان را تهيه ببيند، چه پوششي را مي‌پسندد ,همان لباسش را بپوشد و از چه نوع زيور و آرايشي محظوظ‌تر مي‌شود تا خود را بدان بيارايد، هر لحظه منتظر بازگشت همسر و شريك خويش است، تا در كنار او لحظه‌اي بيارامد و ناگفته‌هاي خويش بدو باز گويد و بدين وسيله از رنج و تعب خانه‌داري اندكي بكاهد، بهترين پاداشي كه در ازاي آن همه ايثار و رنج غربت از نزديكانش ,مي‌تواند دريافت كند، تبسم همسر به هنگام ورود به منزل و احوال‌پرسي محبت‌آميز اوست.

نمودهاي حسن معاشرت
*** خوش خلقي
خوش‌خلقي و مهرباني با همسر يكي از نمودهاي برجستة معاشرت پسنديده است. اين ويژگي اخلاقي دوجانبه بوده و هريك از همسران مي‌بايد به آن آراسته باشند. كسي كه در برخورد با همسر با چهره‌اي بشّاش، اداي كلمات زيبا، با صداي آرام، منطقي، متواضعانه و دلسوزانه ظاهر مي‌شود، شخص خوش‌اخلاق تلقي مي‌گردد. اين شخص (چه زن و چه مرد) با حضور خود در جمع خانواده علاوه بر ايجاد صفا و آرامش ، از اجر معنوي نيز برخوردار شده و همچنين مورد رغبت و لطف اعضاي خانواده قرار مي‌گيرد. فضاي به وجود آمده با حضور پدر و مادر خوش‌اخلاق, در آرامش رواني، اعتماد به نفس، شكوفايي و پيشرفت همة اعضاي خانواده به‌ويژه فرزندان تأثير زيادي دارد. پيامبر گرامي اسلام دربارة ارزش و جايگاه خوش‌اخلاقي مي‌فرمايند: شايسته‌ترين مردم ازنظر ايماني، خوش‌اخلاق‌ترين آنها و مهربان‌ترين آنها با خانواده‌اش است و من مهربان‌ترين شما نسبت به خانواده‌ام هستم.19
ترش‌رويي، اخم، داد و فرياد، غُر زدن و بي‌حوصلگي با همسر, نه‌ تنها زندگي را به جهنمي سوزان تبديل مي‌كند بلكه هيچ منفعتي نداشته و فقط اعمال و حسنات انسان را نابود مي‌كند و انسان را از معنويت به‌دور كرده و از چشم اعضاي خانواده ساقط مي كند. اما رضا† مي‌فرمايند: از بدخلقي بپرهيزيد زيرا بدخلقي شما را جهنمي مي‌كند.20 و پيامبر گرامي فرمودند: بداخلاقي اعمال و حسنات انسان را نابود مي‌كند همان طوري كه سركه عسل را نابود مي‌نمايد.21
كسي كه اهل بدخلقي باشد، اعصاب ديگران را خرد مي‌كند، ظلم روا مي‌دارد، زندگي را جهنم مي‌كند، آرامش را سلب مي‌نمايد و همة اينها در ضايع شدن اعمال و گرفتار شدن به عذاب، دخالت دارند. استاد اخلاقي دربارة خوش‌خلقي با زن مي‌فرمود: برخي از زن‌ها را با هيچ ابزاري نمي‌توان مطيع كرد و فقط دواي درد آنها خوش‌اخلاقي و محبت به آنان است كه در اين صورت مطيع و تسليم خواهند بود.
***مهرباني و محبت
محبت و مهرباني به همسر يكي از راهكارهاي اساسي در شيريني و شادكامي زندگي زناشويي و يكي از آموزه‌هاي اخلاقي اسلام است. اين شاه‌كليد خوشبختي گرچه دوجانبه بوده و هم زن و هم مرد موظف هستند تا به آن ملتزم باشند ولي همان‌طور كه در فصل اول و در تفاوت‌هاي زن و مرد بيان گرديد، زن عاطفي‌تر و احساسي‌تر از مرد بوده و وجودش لطيف‌تر از مرد است و لذا نياز زن به محبت و مهرباني، بيش از مرد مي‌باشد. ترحم و مهرباني به همسر اكسيري كم‌نظير است و تأثيري كه در نزديكي دل‌ها و در ايجاد صميميت دارد، كم‌بديل است. اين تأثير شگرف به اين دليل است كه انسان ذاتاً تشنة دوستي و محبت است و يكي از نيازهاي رواني انسان تعلق و دوستي مي‌باشد. محبت، انگيزه بسياري از تلاش‌ها و زحمت‌هاي طاقت‌فرساي زندگي است. انسان همان‌طور كه از محبت خويش به ديگران لذت مي‌برد، پيوسته در تلاش است كه محبت ديگران را نسبت به خود جلب كند. انسان مي‌خواهد او را دوست داشته باشند و اگر احساس كند كه هيچ كس به او علاقه ندارد، جهان با همة وسعتش براي او تنگ و تاريك خواهد بود.
برخي از روان‌شناسان نظير آبرهام مزلو و كويينگ22 نياز به محبت و تعلق‌پذيري را از نيازهاي اساسي و از نيازهاي روان‌شناختي تلقي كرده‌اند و اعتقاد دارند كه ارضاي اين نيازها در آرامش رواني و سلامتي رواني افراد تأثير اساسي دارد.23
از منظر اسلام، اساس و شالودة زندگي خانوادگي بر محبت استوار است. خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: از نشانه‌هاي قدرت خداوند اين است كه از جنس خودتان, همسراني برايتان آفريد تا در كنار آنها آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين امر نشانه‌هايي است براي گروهي كه تفكر مي‌كنند.24 بر همين اساس مي‌توان ادعا كرد كه نيرومندترين عامل دوام و رشد خانواده، عاطفه و محبت است و بهترين عامل براي استحكام و بقاي آن، برانگيختن عواطف متقابل افراد خانواده به‌ويژه همسران به يكديگر است. لذا در آموزه‌هاي ديني به فراواني توصيه شده تا همسران به‌ويژه مرد, نسبت به همديگر اظهار محبت و مهرباني كنند و اين محبت خود را آشكار سازند.
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمدˆ مي‌فرمايند: با زنان مهرباني كنيد و دل‌هايشان را به دست آوريد تا با شما همراهي كنند و هرگز آنان را مجبور و خشمگين نكنيد.25 و در روايت ديگري فرمودند: اگر مردي به همسرش بگويد «دوستت دارم» هرگز از قلب او خارج نمي‌شود.26
همچنين حضرت رسولˆ فرمودند: هرگاه كسي را دوست داشتي، او را بدان آگاه ساز؛ زيرا اين كار، دوستي را در ميان شما استوارتر مي‌سازد.27
لازمة شادابي و نشاط رواني زن و مرد به‌ويژه زن اين است كه خود را محبوب همسر خويش ببيند و از عشق و علاقة او نسبت به خود مطمئن باشد. اگر زن در مورد محبت و علاقة همسرش نسبت به خود ترديد كند يا به علاقة او به افراد ديگر پي‌ ببرد، احساس درماندگي و ناتواني عاطفي به او دست مي‌دهد و از اينكه نتوانسته عواطف شوهر را تصرف كند، احساس خسران مي‌كند. در نتيجه اين احساس، ممكن است رو به پژمردگي نهاده و از نشاط روحي‌اش كاسته شود. اين مسئله چنان بر روان زن تأثير مي‌گذارد كه علاقة او نسبت به فرزندانش نيز كمتر مي‌شود؛ يعني حتي عاطفة مادري نيز به شدت از عواطف شوهر نسبت به زن تأثير مي‌پذيرد. حمايت و مهرباني قلبي مرد، آن‌قدر براي زن ارزش دارد كه زندگي زناشويي بدون آن, براي زن قابل تحمل نبوده و هرگز احساس خوشبختي نمي‌كند.28
زن به دليل ويژگي‌هاي خاصي كه دارد اغلب نمي‌تواند به طور مستقيم از بي‌مهري يا كم‌توجهي شوهرش نسبت به خود گلايه كند؛ گويي اين كار را يا در شأن خود نمي‌داند و يا آن را مايه تحقير خود و چه‌بسا مايه تحقير شوهر بداند. حال اگر از چنين وضعي پيوسته رنج ببرد، آثار نامطلوب اين احساس دروني به مرور زمان در رفتارهاي او با اعضاي خانواده به‌ويژه همسر پديدار مي‌شود. زن اگر از عواطف همسري ارضا شود، عالي‌ترين احساسات خود را نثار شوهر مي‌كند و بيش‌ترين فداكاري را نثار زندگي و شوهر خواهد كرد. بنابراين مهم‌ترين وظيفه اخلاقي و انساني مرد اين است كه همسر خود را از همان آغاز زندگي از محبتي كه به او دارد آگاه سازد و پيوسته با نثار محبت و انجام كارهايي كه نشان از علاقه و عشق او به همسر است او را مطمئن كند و سعي كند با بذل محبت ومهرباني ، نهال نورسيدة زندگي زناشويي را سيراب و سرسبز سازد. زن نياز دارد كه حرف‌هاي پرمهر و محبت را به طور مداوم بشنود، با شوهرش بيرون برود، در تحسين و تمجيد از هرچيزي، با شور و شوق شوهرش شريك شود و نيز يكي شدن واقعي با همسرش را در سكوتي لذت‌بخش تجربه كند. براي زن عشق به معناي علاقه دايمي و در سطح عالي است؛ درست به همين دليل است كه مي‌خواهد هميشه در كنار شوهرش باشد. زن براي ساعت‌هايي كه شوهرش در كنار اوست ,ارزش قايل است؛ جمعه‌هايي كه او در خانه است و غروب‌هايي كه شوهر او را به مهماني يا تفريح مي‌برد ,ارزش زيادي قايل است.اگر شوهر به كاري و تفريحي بپردازد كه مورد رضايت زن نيست (مثل فوتبال يا فيلم‌هاي پليسي) زن احساس مي‌كند ديگر مورد علاقه شوهر نيست و از اين كار مرد, عصباني مي‌شود.29
زن نيز بايد به شوهر خود عشق بورزد و از اظهار محبت به او دريغ نكند و علاقة خود را به گونه‌هاي گوناگون بيان نمايد. از خدمات مرد و تلاش او قدرداني كند و با برجسته كردن فداركاري‌هاي مرد، او را مورد توجه قرار دهد. ابراز علاقة زن به شوهر علاوه بر جلب رضايت و عواطف شوهر، باعث افزايش انگيزه مرد براي تلاش و تأمين آسايش خانواده مي‌گردد، همچنين باعث رضايت‌خاطر مرد از زندگي و احساس ارزشمندي در خانواده مي‌گردد.
امام صادق† در اين باره مي‌فرمايند: زن بايد با اظهار علاقه و با دلربايي و آرايش در برابر شوهر به گونه‌اي عمل كند كه رضايت و خوشنودي شوهر جلب شود.30
بنابراين حُسن معاشرت حق و وظيفه طرفين است، از ناحيه زن، زن بايد با شوهرش به نيكويي معاشرت كند و با اخلاق خوش و چهرة بشاش برخورد كند. اسلام, افراد را به احسان كردن به خانواده ,دعوت مي‌كند و هرچه را به بنيان خانواده زيان برساند حرام مي‌داند. خداوند مي‌فرمايد: با همسرتان خوش رفتاري كنيد31 و نيز مي‌فرمايد: به زنان زيان وارد نسازيد كه زندگي برايشان سخت شود.32 همچنين پيامبرˆ فرمودند: بهترين شما بهترين كس براي خانواده‌اش هست، و من براي خانواده‌ام بهترينم.33
اسلام بر ديباچة كتاب زناشويي سرلوحه‌اي از مهر و محبت نگاشته است، طرفين اين معامله مهم اجتماعي را دو دل رئوف و دو قلب مهربان قرار داده، آفرينش زن و مرد را يكسان و از خمير واحدي اعلام كرده: «اي مردم از پروردگارتان بترسيد، آن خدايي كه شما را از نفس واحده‌اي آفريد و از همان نفس واحده همسرش را بيافريد».34

5.پاك‌دامني و عفت
يكي از وظايف و مسئوليت‌هاي مهم زن و مرد در زندگي زناشويي رعايت پاك‌دامني و عفت است كه البته پاك‌دامني در رابطه با زنان مهم‌تر و تأثيرگذارتر است.
به دليل اهميت اين ويژگي و تأثير آن در روابط خانوادگي و تربيت فرزندان، مناسب است به اين بحث با تفصيل بيشتري پرداخته شود و جوانب مختلف آن بررسي گردد.

مفهوم عفاف و پاكدامني
عفت در لغت، به معناي حفظ نفس از تمايلات و شهوت نفساني آمده.35 و به عبارت ساده‌تر و عمومي‌تر در معني و مفهوم عفاف مي‌توان گفت: عفت يعني نگاه داشتن نفس از چيزهاي حرام كه بيشتر جنبة شهواني دارد يا چيزي كه شايسته نيست. استاد شهيد مطهري در تعريف عفاف مي‌گويد: عفت حالتي نفساني است به معني رام بودن قوة شهوت و تحت حكومت عقل و ايمان در آمدن، يعني تحت تأثير قوة شهواني نبودن.36 حضرت علي† دربارة حقيقت عفت مي‌فرمايد:
عفت، مقاومت در برابر شهوت‌هاست.37
در يك جمع‌بندي مي‌توان گفت: اگرچه عفت در لغت به معني خودداري از غلبة مطلق شهوت و تمايلات دروني و همچنين پارسايي و باز ايستادن از هر زشتي است38 ولي در آيات و روايات غالباً در خصوص خودداري از شهوت جنسي و شهوت شكم به كار رفته است كه در فارسي از آن به پاكدامني تعبير مي‌شود، و همچنين واژة عفت و پاكدامني در مورد زنان بيشتر استفاده مي‌شود.39

اهميت پاكدامني و عفت
عفت و پاكدامني در آموزه‌‌هاي قرآني و روايي جايگاه ويژه و قابل توجهي دارد.
قرآن كريم از اين ارزش انساني و اسلامي با عظمت خاصي ياد كرده و يكي از ويژگي‌هاي مؤمنان راستين را، پاكدامني و عفت مي‌داند و مي‌فرمايد:
آنان (مؤمنين) كساني هستند كه خويشتن را از بي‌عفتي حفظ مي‌كنند.40
حضرت علي† دربارة صفات پرهيزكاران مي‌فرمايند:
پرهيزكاران نفس‌هايشان عفيف است و حاجاتشان سبك است و خيرشان بيشتر و شرّشان كمتر است.41
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمدˆ مي‌فرمايند:
بيشترين چيزي كه امتم را به دوزخ در مي‌آورد، دو ميان‌خالي است يعني شكم و فرج.42
اگربه طور دقيق توجه گردد مشخص مي‌شود كه بيشتر گناهان به خاطر خوردن و شهوات جنسي است و اگر اينها كنترل شوند و مخصوصاً شهوات جنسي ، انسان‌ها نه‌تنها كمتر به گناه آلوده مي‌شوند بلكه مي‌توانند به مقاماتي بالاتر از ملائكه نايل شوند. عبدالله‌بن سنان مي‌گويد: از امام صادق† سؤال كردم ملائكه بالاترند يا انسان؟ حضرت امام صادق† جواب دادند: جدم علي† فرمودند: خداوند متعال به ملائكه، عقل بدون شهوت و به چهارپايان، شهوت بدون عقل داد؛ اما به انسان هم عقل داد و هم شهوت. همين انسان اگر عقلش بر شهوتش غلبه داشته باشد از ملائكه برتر است و اگر شهوتش بر عقلش غلبه كند از چهارپايان پست‌تر مي‌گردد.43
خلاصه اينكه هر فردي نسبت به اعضاي خانواده و همسر و بچه ها وظايفي دارد كه به نمونه هايي اشاره گرديد.براي مطالعه بيشتر در اين زمينه به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد.
1-همسرداري،چاپ انتشارات معارف،تلفن تهيه 02517740004
2-همسران سازگار،تاليف انتشارات موسسه امام ،تلفن تهيه 02517742326
3 –حقوق خانواده در قرآن،تاليف محمد بهشتي
--------------------------------
.1 سيدمصطفي محقق داماد، حقوق خانواده، ص283.
.2 سيدمصطفي محقق داماد، حقوق خانواده، ص290.
.3 تفصيل بيشتر ر.ك به الف) ترجمة تحرير الوسيله، تأليف امام خميني، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1383، ج3، ص560 به بعد؛ ب) باب جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام، تأليف محمد حسن النجفي، داراحياء التراث العربي، بي‌تا، ج31 (باب نكاح)، ص337.
.4 علي‌اكبر دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ج4، ص6118.
.5 محمدحسن نجفي، جواهر الكلام، ج31، ص289.
.6 همان.
.7 وَ لاتَمنَعَهُ نفسَها و إن كانَت عَلي ظَهرِ قَتَبٍ؛ (الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج20، ص158).
.8 وَ لا تُسوِّفْهُ حَتّي يَنامَ الرَّجُل؛ (همان، ص165).
.9 لايَحِلُّ لامرَاَةٍ اَن تَنامَ حَتّي تَعرِضَ نَفسَها عَلي زَوجها تَخَلعَ ثٍيابَها وَ تَدخُلُ مَعَهُ في لِحافِهِ فَتُلزقُ جِلدَها بجِلِدِهِ فاذا فَعَلَت ذلكَ فَقَد عَرَضَت؛ (همان، ص176).
.10 وَ عَلَيها اَنْ تَطيَّبَ باَطيَبِ طيبها و تَلبسَ اَحسَنَ ثِيابها و تَزيَّنَ بِاَحسنِ زينَتِها و تَعرِضَ نَفسَها عَلَيه غُدوَةً و عشيّةً؛ (همان، ص158).
11 .وسايل الشيعه ؛ج14 باب 79,91,و 117 از ابواب مقدمات نكاح .
.12 لاتَخرُجُ مِن بَيتهِ اِلا بِاذنِهِ فَإن فَعَلَت لَعَنَتها ملائِكَةُ السَّمواتِ و مَلائِكَةُ الارض وَ مَلائِكَةُ الغَضب وَ ملائكَةُ الرَّحمةِ حَتّي تَرجع؛ (همان، ص158).
.13 اَيما امرَاَةٍ خَرَجت مِن بَيتِها بِغير اِذنِ زَوجِها فلانَفَقة لها حتّي ترجعَ؛ (همان، ج21، ص116).
.14 ايُّما امرَاةٍ آذَت زَوجها بلِسانِها لَم يقبل الله منِها صَرفاً و لا عَدلاً و لاحَسَنةً من عَمَلها حَتي تُرضيهُ و إن صامَت نهارَها و قامَت ليلَها؛ (مجلسي، بحارالانوار، ج100، ص244).
.15 أيّما امرأة باتَت و زوجها عليها ساخط في حق لم يتقبل منها صلاة حتّي يرضي عنها؛ (الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج20، ص159).
.16 ولا تعطي شيئاً إلا باذنه فإن فَعَلت فعليها ، (همان، ).
.17 و لا تصدق مِن بيتهِ اِلا باذنه؛ (همان، ص158).
.18 و لاتصوم تطوعاً اِلا بإذنِهِ؛ (همان).
19. أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي (الحر العاملي، وسايل الشيعه، ج12، ص153).
20. إِيَّاكُمْ وَسُوءَ الْخُلُقِ فَإِنَّ سُوءَ الْخُلُقِ فِي النَّارِ لا مَحَالَةَ (همان، ص152).
21. الْخُلُقُ السَّيِّئُ يُفْسِدُ الْعَمَلَ كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ (همان).
1.Koenig. H
23. Koenig H, Hand Book of Religion and mental health, p.283-294.
24. وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم، 21).
25. فَأَشْفِقُوا عَلَيْهِنَّ وَ طَيِّبُوا قُلُوبَهُنَّ حَتَّى يَقِفْنَ مَعَكُمْ وَ لا تَكْرَهُوا النِّسَاءَ وَ لا تَسْخَطُوا بِهِن (حسين نوري طبرسي، مستدرك الوسايل، ج14، ص252).
26. قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً (الحر العاملي، وسايل الشيعه، ج20، ص23).
27. إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلًا فَأَخْبِرْهُ بِذَلِكَ فَإِنَّهُ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ بَيْنَكُمَا (محمدبن‌يعقوب كليني، كافي، ج2، ص644).
28. مجتبي حيدري، دينداري و رضامندي خانوادگي، ص103.
29. پل تورينر، راز تفاهم در زندگي زناشويي، ترجمة ناصر فرجي، ص102.
30. وَ إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ وَ الْهَيْئَةِ الْحَسَنَةِ لَهَا فِي عَيْنِه (مجلسي، بحار الانوار، ج75، ص237).
.31 «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (سورة نساء، آيه 19).
.32 «وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ» (سوره طلاق، آيه7).
.33 « خيرُكُم خيرُكُم لاَهله وَ انا خيرُكُم لاَهلي» ؛ الحرالعاملي، وسايل الشيعه، ج 20، ص171.
.34 «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفُسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» ؛ سوره نساء، آيه1؛ حقوق زن در اسلام و اروپا، ص152.
.35 حسن مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج8، ص180.
.36 مرتضي مطهري، تعليم و تربيت در اسلام، ص150.
.37 الصَّبرُ عَلَي الشهوة عِفَّةُ؛ جمال‌الدين محمد خوانساري، شرح غررالحكم و دررالكلم، ج2، ص82، ح1927.
.38 دهخدا، لغت‌نامه، ج10، ص14090 و 14089.
.39 تفصيل بيشتر رجوع شود به اصول كافي، تأليف كليني، ج3، باب عفت و تفسير سوره نور، آيه33.
.40 «وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ»؛ سوره مؤمنون، آيه5.
2- همسران سازگار
.41 المتَّقُون اَنفُسَهُم عَفيفَةٌ حاجاتُهُم خفيفة و خيراتُهُم مأمُولَةٌ (اميدآفرين) و شُرُورُهُم مَامُونَةٌ؛ جمال‌الدين محمد خوانساري، شرح غررالحكم و دررالكلم، ج2، ص83، ح1931.
.42 اكثَرُ ما تَلِجُ بِهِ اُمّتي النّارَ الأجوفان: البَطنُ و الفَرج؛ (كليني، اصول كافي، ج3، ص126، ح1635، باب عفت).
.43 عن عبدالله بن سنان قال: سألتُ أباعبدالله جعفر بن محمد الصادق† فقُلتُ: الملائكة افضل أم بنو آدم؟ فقال: قال اميرالمؤمنين†: اُنَّ الله ركب في الملائكة عقلاً بلا شهوة و ركب في البهائم شهوة بلا عقل و ركب في بني‌آدم كلتيهما، فمن غلب عقله شهوته فهو خير من الملائكة، و مَن غلب شهوته عقله فهو شَرّ مِن البهائم؛ (الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج15، ص210، ح20297).