راه هاي مقابله با شيطان در عصر حاضر
راه هاي مقابله با شيطان در عصر حاضر
در مورد شيطان و وسوسه هاي شيطاني بايد توجه داشته باشيد كه ستيز و مجاهده با شيطان كاري مستمر و دايمي است و تا انسان در اين عالم زنده است و زندگي مي كند ادامه دارد. هرچند دام هاي شيطان براي انسان هاي با تقوا و داراي كمال و شناخت بيشتر، ظريفتر، پيچيده تر و مخفي تر و متنوع تر است اما روش مبارزه و مقابله با شيطان در تمام اعصار ثابت مي باشد.
اولين قدم در مبارزه و غلبه بر مشكلات، شناختن مشكل و پيدا كردن راه غلبه بر آن مشكل است. مبارزه با شيطان نيز از اين قاعده مستثني نيست. شرط اولي و اصلي در شكست شيطان، شناخت شيطان و دسيسه هايي است كه براي اغواي انسان به كار مي برد. شيطان با تجربه چند هزار ساله اي كه در گمراه كردن انسانها دارد، حريفي نيست كه به راحتي بتوان پنجه در پنجه اش افكند و پشتش را به خاك ماليد. و خيال اينكه مبارزه با شيطان كار آساني است را بايد از سر بيرون كرد.
به طور خلاصه مي توان گفت: راه در امان ماندن از شيطان بندگي خالصانه خداوند است چون تنها بندگان مخلص خدا از شر او در امان هستند, لأغوينّهم أجمعين إلّا عبادك منهم المخلَّصين- حجر 40هرآينه تمام انسان ها را فريب مي دهم مگر بندگان مخلص تو را. پس بايد اولا در بندگي خدا کوشيد و ثانيا بندگي خود را خالص نمود. خطر شيطان تا جايي است که بنده به اخلاص نرسيده باشد, پس براي در آمان ماندن از شر شيطان چاره اي جز خالص نمودن خود براي بندگي خداوند نيست.
«شناخت شيطان»
انسان بنده خدا است و تنها ماموريت اش در زندگي اين است که خداوند را بندگي کند و کمال و سعادت او هم در همين بندگي است, در مقابل, شيطان دشمني است که دائما سعي مي کند در هر زمان و شرايطي باچهره هاي گوناگوني ظاهر شود و انسان را از مسير بندگي خدا و صراط مستقيم عبوديت خارج و بنده خود سازد. بنابراين به تمامي نيروهايي که در انحراف انسان از مسير بندگي نقش دارند, شيطان اطلاق مي شود.
در اين زمينه بايد دانست که روش هاي نفوذ شيطان و حيله هاي او دائما به روز مي شود و تغيير مي کند اما روش کلي دشمني او با مومنان تغيير نمي کند و کارش منحرف ساختن مومنان از مسير بندگي خدا است.
كسي كه شيطان را بشناسد مي داند:
1. شيطان داراى اصحاب و اعوانى است كه قرآن كريم از آنها به قبيل و ذريّه تعبير مىكند: «هو وقبيله»(1) «أفتتخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى»(2) بنابراين، لشكر فراوانى در اختيار دارد و خودش فرمانده لشكر است.
2. شيطان با هيچكس سر سازش ندارد و دشمن بنى آدم است: «إنّ الشيطان للإنسان عدوٌّ مبين»(3) لشكريان او نيز با انسانها دشمنى دارند: «هم لكم عدوٌّ»(4)
3. شيطان و اعوان و انصار او براى اعمال دشمنى به صورتهاى گوناگون وارد عمل مىشوند گاهى سواره، گاهى پياده، گاهى فردى، گاهى جمعى: «أجلب عليهم بخيلك ورجلك»(5) گاهى تهديد مىكند و وعيد مىدهد: «وعدهم»(6) «ألشيطان يعدكم الفقر»(7) گاهى امر مىكند: «يأمركم بالفحشاء»(8) گاهى مىترساند: «يخوّف أوليائه»(9) گاهى به صورت خيرخواهى وارد مىشود: «فوسوس إليه الشيطان قال يا آدم هل أدلّك على شجرة الخلد و ملك لايبلى»(10) «وقاسمهما إنّى لكما لمن الناصحين»(11) گاهى با تزيين اعمال بزهكاران: «زيّن لهم الشيطان أعمالهم»(12) و گاهى به صورت مشاركت در اموال و اولاد و به سبب آنها انسان را گمراه مي كند: «شاركهم فى الأموال و الأولاد»(13).
4. گناهان نيز تيرهاى شيطان است كه از چلّه كمان او به سوى آدمى پرتاب مىشود تا انسان را به خاك سياه بنشاند. از رسول اكرم (ص) نقل شده است: «ألنَظر سَهْم مَسموم من سِهام إبليس»(14) نگاه حرام تيرى مسموم از تيرهاى شيطان است». البته در اين حديث نگاه به عنوان مثال و يكى از مصاديق آن ذكر شده است وگرنه هر گناهى تير مسموم شيطان است و نگاه خصوصيتى ندارد. بسيارى از گناهان بدتر از نگاه شيطانى و داراى آثار تخريبى بيشترى است.
5. درگيرى و دشمنى شياطين با انسان پايان نمىپذيرد هم در گذشته وجود داشت و هم در آينده وجود خواهد داشت: «إنّ الشيطان كان للإنسان عدوّاً مبيناً»(15) مگر اينكه انسان را شكست بدهد و زشتىهايش را آشكار كند و او را رسوا سازد: «وكان الشيطان للانسان خذولًا»(16) «زيّن لهم الشيطان أعمالهم فصدّهم عن السَّبيل فهم لا يهتدون»(17) يا اين كه از دست انسان شكست بخورد و كاملًا نااميد گردد: «إنّه ليس له سلطان على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون»(18) «لأغوينّهم أجمعين إلّا عبادك منهم المخلَّصين»(19). بدين ترتيب تا انسان به ايمان كامل، توكّل و مقام مخلصين نرسد، در معرض اغوا و وساوس شيطان قرار دارد.
6. مشكل بزرگ آدمى اين است كه اين همه دشمن، كه از هر طرف به او حمله و تيراندازى مىكنند، از ديدار او مخفى هستند و او آنها را نمىبيند از اينرو نمىتواند با آنها مقابله به مثل كند و يا با فرار كردن از دستشان رها شود ولى آنها او را مىبينند. لذا مىتوانند به طور دقيق او را نشانهگيرى كنند: «إنه يريكم هو وقبيله من حيث لا ترونهم»(20).(آية الله جوادى آملى، حماسه و عرفان)
بنابراين انسان براي اينكه بتواند حريف چنين دشمن قدري شود و با او به مبارزه برخيزد بايد تمام توان و حواسش را براي مبارزه بكار گيرد تا مغلوب غفلت خويش نگردد. براي كسي كه مي خواهد از دام شيطان رهايي يابد، تزكيه نفس از گناهان و رعايت تقواي الهي تنها راهي است كه مي تواند به سبب آن در برابر شيطان ايستادگي كند و مغلوب دسيسه هاي او نشود. تقوا ملكه اي است كه با ممارست در انسان به وجود مي آيد و انسان را در مقابل گناه و بدي ايمن مي دارد.
بنابراين نخستين گام در مبارزه با شيطان اين است كه اطاعت از او را به تدريج كم نموده و به آهستگي از شبكه هاي دام او خارج شويم هر چند در اين مبارزه ممكن است پاي انسان بلغزد و در مورادي فريب او را بخورد. هر چقدر ارتباط انسان با خداي متعال و معرفت نسبت به او عميق تر و گسترده تر باشد، تسلط شيطان بر او كمتر است. چنانچه خداي متعال در اين مورد مي فرمايد: (انه ليس له سلطان علي الذين آمنوا و علي ربهم يتوكلون - شيطان تسلطي بر كساني كه مؤمن بوده و بر پروردگارشان توكل مي كنند ندارد. نحل، آيه 99)و نيز مي فرمايد: (ان عبادي ليس لك عليهم سلطان - تو (شيطان) بر بندگان خاص من تسلط و نفوذي نداري. اسراء، آيه 65).
به طور كلي كار شيطان وسوسه كردن است و با پناه بردن دائمي به خداوند و ارتباط پيوسته با او و توسل و ربط با اولياي الهي(ع) مي توان از اين وسوسه ها رها شد و يا آن را به حداقل رسانيد و شيطان را تسليم نمود، چنانچه در روايت داريم كه پيامبر بزرگ اسلام(ص) فرمودند: شيطان من به دست من مؤمن و رام گرديد. پس بهترين راه حل، توجه كامل و دايمي به خداوند متعال و اوليائش و خود را در قلعه استوار و نفوذ ناپذير او و اولياي پاك او درآوردن و رعايت كامل تقواي الهي كردن است.
بنابراين براى تقويت ايمان و مبارزه با گناه و هواهاى نفسانى رعايت چند نكته لازم است:
الف) كوچك نشمردن هيچ گناهى هرچند به نظر صغيره باشد،
ب ) عزم جدى و آهنين بر ترك معصيت و مراقبت جدى و دائمى نسبت به تمام افعال خود،
ج ) شرط نمودن با خدا مبنى بر ترك معصيت و همچنين از او استعانت جستن،
د ) هر گاه فكر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج كردن و توجه خود رابه خدا و امور شريفه مشغول داشتن. جديت و موفقيت در اين امر پيروزى بزرگى است و در واقع دفع دشمن شيطان نفس از همان خاكريز اول است. قرآن مجيد در وصف پارسايان مىفرمايد: «ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون ؛ پرهيزگاران چون گرفتار وسوسه شيطان شوند هماندم متذكر (ياد خدا) شده وبصيرت يابند»، (اعراف، آيه 201)،
ه ) مطالعه و تفكر پيرامون عواقب سوء و وخيم گناه. در اين رابطه مطالعه كتب پيرامون معاد بسيار نافع و لازم است،
و ) خود را همواره در محضر حق تعالى دانستن و او را به يقين در همه حال مراقب و بيناى به افعال خود نگريستن،
ز ) استمداد از خداوند و دعا و نيايش كه فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ كدام به فضيلت و تزكيه روى نمىآورديد (و لو لا فضل الله عليكم و رحمته ما زكى منكم من احد ابدا..).،
ح ) جايگزين سازى اعمال و عادات نيكو؛ مانند شركت دائمى در نماز جماعت، نماز شب، زيارت اهل قبور و دعا. «ان الحسنات يذهبن السيئات؛ خوبىها سرانجام ميدان را بر بدىها تنگ خواهد كرد و آنها را از بين خواهد برد»
ط ) توجه به چهره كريه و زشت واقعى سيئات،
ى ) براى ترك معاصى لازم است دربسيارى از موارد انسان از مكروهات و چه بسا از برخى مباحات نيز چشم پوشد تا او را به انجام زشتى ها نزديك نسازند،
ك ) در حد ممكن دورى جستن از مكانها و شرايطى كه آدمى را به گناه ترغيب مىنمايد،
ل ) تقويت اراده،
م ) محاسبه نفس همه روزه و در صورت رخداد خطا خود را محاكمه و توبيخ نمودن و بلافاصله استغفار كردن،
ن ) مطالعه پيرامون زندگى پارسايان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقى و ... .
رعايت نكات زير نيز شما را در اين مسير تعالى يارى خواهد كرد:
- انجام يك سرى مستحبات؛ مثلا هميشه با وضو بودن و زبان را به ذكر مخصوصا «لاحول ولاقوة الا بالله العلى العظيم» عادت دادن.
- سعى و كوشش در انجام وظايف و واجبات دينى،
- خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت،
- گرفتن روزه مستحبى به ويژه دوشنبه و پنجشنبه هر هفته،
- تلاوت قرآن بويژه بعد از نماز صبح،
- تأمل و انديشه در آيات قرآن،
- حتى المقدور سعى در خواندن نماز شب،
- از تنهايى دورى گزينيد.
- سحر خيزى،
- تنظيم برنامه براى تمام شبانه روز و پر كردن اوقات فراغت با برنامههاى صحيح و سودمند،
- شركت در ورزشهاى فردى و دسته جمعى،
- شركت در فعاليتهاى مذهبى و اجتماعى،
- به صله رحم و ارتباطات اجتماعى بسيار بپردازيد و به نزديكان و اقوام خود بيش از پيش اظهار علاقه و محبت نماييد.
- پرهيز از نگاه نامشروع، امام صادق(ع) فرمود: «نگاه پس از نگاه، در دل بيننده شهوت را مىانگيزاند»، (وسائلالشيعه ، ج 14 ، ص 138) و باز فرمود: «نگاه، تيرى از تيرهاى شيطان است، چه بسا نگاهى كه اندوههاى دراز در پى دارد»، (وسائلالشيعه ، ج 14 ، ص 139).
- عدم معاشرت و دوستى با افراد منحرف و فاسد،
- انتخاب دوستان مؤمن و سالم،
- به ياد خدا بودن در همه اوقات،
- از پرخورى و نيز از خوردن غذاهاى چرب و پرانرژى و تحريك كننده پرهيز كنيد،
- كنترل افكار و نينديشيدن به صحنههاى شهوتانگيز،
- از مشاهده صحنههاى مهيج و تحريك كننده دورى كنيد،
- برنامه منظم مطالعاتى براى خود قرار دهيد و سعى كنيد فرصتهاى خود را با تفكر و مطالعه مناسب پر كنيد،
همواره خود را نصيحت نموده و بر نفس خويش بانگ زنيد: «اى بيچاره! تا كى گرفتار هواى نفس باشى و سرمايه گران مايه عمر را تباه سازى و به معصيت رب الارباب پردازى؟ چرا براى اندك لذتى پوچ و گذرا خود را گرفتار دوزخ ابدى سازى؟ اگر لحظهاى ديگر فرشته مرگ تو را در رسد و جانت به حلقوم رساند، با چه وضعى به ديار برزخ رهسپار مىشوى؟ نه!نه! هرگز! بايد عزمى قاطع و استوار داشته باشم و با استمداد از خداى سبحان و پروردگار رحيم و مهربان - كه با اين همه معصيت باز هم مرا مشمول الطاف خود ساخته - پيمان بندم و سربه بندگى او سپارم و زنجير شيطان نفس بگسلم. اين بار بايد چنان ابليس لعين را از خود دور سازم كه ديگر در من وسوسه نكند و با دست خالى از من روى برتابد!».
تقويت ايمان و اعتقاد قلبى و عشق الهى برآيند تقوا و پرهيزگارى است. هم چنان كه در بهاران نهال ناخشكيده شكوفه مىزند تقواى الهى، انجام واجبات، ترك محرمات و تهذيب نفس نيز بوستان دل را خرم و سرسبز نگه مىدارد و جوانه عشق الهى را در آن شكوفا مىسازد. بنابراين در گام اول بايد بر انجام واجبات و ترك گناهان استوارى نمود و در گام دوم به پالودن نفس از رذايل و آراستن به فضايل پرداخت و حب دنيا و تعلقات دنيوى را از ژرفاى ضمير بيرون راند آن گاه دل كانون عشق خدا مىشود و با اخراج شيطان نفسانيت و دنياپرستى كه خانه دل را غصب نموده صاحب خانه در آن لانه مىگزيند.
(1) اعراف/ 27
(2) كهف/ 50
(3) يوسف/ 5
(4) حجر/ 40.
(5) اسراء/ 64
(6)) همان (
(7) بقره/ 268
(8)) همان (
(9) آل عمران/ 175
(10) طه/ 120
(11) اعراف/ 21
(12) انفال/ 48
(13) اسراء/ 64
(14)) بحار 38/ 101 ح 34)
(15) اسراء/ 53
(16) فرقان/ 29
(17) نمل/ 24
(18) نحل/ 99
(19) حجر/ 40 و 39
(20) اعراف/ 27