انواع رابطه با مردم

چرا همه مي گويند درحق ديگران خوبي كنيد چراماهرچه خوبي مي كنيم بدي مي بينيم با مردم چگونه بايد رفتار کرد؟

خوشحاليم شما مخاطب ما هستيد اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.
قبل از پاسخگويي به آنچه مطرح نموده‌ايد بايد به عنوان مقدمه عرض نمائيم كه: بطور كلي روابط افراد با ديگران به سه نوع عمده قابل تقسيم مي‌باشد كه بر اساس اين سه نوع، بايد شيوه برخورد خود را با مردم تنظيم نمود:
نوع اول:
روابط عادي افراد با عموم مردم كه در قالب روابط اجتماعي تعريف مي‌شود كه لازمه زندگي اجتماعي برقراري چنين روابطي مي‌باشد و نوع برخورد انسان در چنين روابطي مدارا نمودن با تمامي اقشار جامعه مي‌باشد.
البته اگر چه اسلام به برقراري اينگونه روابط سفارش نموده است و دستور به محبت نسبت به تمامي افراد بشر داده و آنرا سرآمد تمام اعمال عاقلانه پس از ايمان به خداوند دانسته است (الحديت-روايات تربيتى، ج‏2، ص: 41) اما به اين نكته نيز سفارش شده است كه نبايد اين نوع از روابط ، با روابط نزديك و دوستي واقعي افراد نسبت به يكديگر اشتباه شود، بلكه با وجود حفظ ارتباط با تمامي اقشار مختلف جامعه نبايد به مسائل خصوصي و شخصي اين افراد وارد شده و يا آنان را در تمامي جزئيات زندگي دخيل نمود.
حضرت علي عليه السلام در اين خصوص مي‌فرمايد:... امّا برادرانى كه بايد با آنها در ظاهر رفت و آمد كنيد ... در امور دين و دنيا از آنها بهره‏مند گرديد، و ارتباط خود را با آنها قطع نكنيد و كارى به باطن آنها نداشته باشيد، تا هنگامى كه به شما محبت مى‏كنند شما هم با آنها محبت نمائيد و با خوش زبانى و چهره باز با آنان‏ برخورد كنيد. (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار ج‏64 ص 193)
نوع دوم:
برقراري روابط دوستانه و صميمي با نااهلان و كسانيكه انحرافات اخلاقي و اعتقادي دارند.
اين گروه از افراد كه دامنه آن نيز بسيار وسيع مي‌باشد خود دو دسته مي‌باشد:
دسته اول: شامل افرادي مي‌شود كه برقراري رابطه با آنها زمينه ساز انحرافات اعتقادي و اخلاقي در خود انسان مي‌شود.
به همين دليل در دين اسلام اينگونه روابط را به مصلحت مسلمانان ندانسته و ادامه ارتباط با اينگونه افراد را زمينه‌ساز انحرافات اعتقادي مطرح نموده است؛ لذا به صراحت از برقراري روابط دوستانه و نزديك با چنين اشخاصي از جمله كفار و پيروان اديان تحريف شده بر حزر داشته كه آيات متعددي از قرآن كريم به اين مساله پرداخته است. (1)
دسته دوم: افرادي هستند كه برقراري روابط دوستانه و صميمي با آنها براي انسان هيچ خيري ندارد، چه از لحاظ دنيوي و چه از لحاظ اخروي؛ بلكه به عكس ممكن است انسان در برقراري رابطه با اينگونه افراد با خسارتهاي جبران ناپذير دنيوي و اخروي مواجه گردد .
اسلام افراد را از برقراري اينگونه روابط نيز منع كرده است كه به برخي از روايات اهل بيت عليهم السلام در اين زمينه اشاره مي‌كنيم:
1- حضرت علي عليه السلام در بياني فرموده اند: از دوستى با فاجر (گناهكار هرزه) بپرهيز، چرا كه براى رونق كار خود تو را مى‏فروشد. (جلوه‏هاى‏حكمت، صفحه‏ى343)
2- امام صادق (عليه السلام) فرموده‌اند: به كسى كه منفعت دينى تو را در نظر نمى‏گيرد نزديك مشو، و علاقه‏اى به همنشينى با او نشان مده؛ زيرا هر چيزى بجز خداوند از بين رفتنى و پايانش بس خطرناك است. (آداب معاشرت از ديدگاه معصومان عليهم السلام، ص: 30 )
3- امام صادق (عليه السلام) فرموده اند: برادران بر سه گونه‏اند: يكى آنكه از جان خويش براى ديگرى مايه مى‏گذارد؛ ديگرى آنكه در مال خود او را شريك مى‏سازد؛ كه اين دو در برادرى صادقند. سوّمى كسى است كه هر چه نياز دارد از تو مى‏گيرد و تو را براى خوشى خود مى‏خواهد، به چنين كسى اعتماد مكن. ( بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏75 ص: 190)
4- امام سجاد عليه السّلام در توصيه‌اي به يكي از فرزندان خود به پنج دليل وي را از همنشيني با پنج گروه منع فرمودند:
- همنشيني با دروغگو؛ بدليل اينكه او همچون سرابى است كه دور را در نظر افراد نزديك و نزديك را برايشان دور جلوه مى‏دهد.
- همنشينى با فاسق و گنهكار؛ بدليل اينكه او به يك لقمه يا كمتر از آن دوستش را مي‌فروشد.
- دوستي با بخيل؛ بدليل اينكه او مال خود را در سخت‏ترين نيازمنديهاي دوست از وي دريغ مى‏دارد.
- همنشيني و دوستي با أحمق؛ زيرا او در عين اينكه قصد سود رساندن به دوست را دارد (بواسطه حماقتش‏) به او زيان ميزند. (دوستي خاله خرسه)
- دوستي با كسيكه قطع رحم نموده، بدليل اينكه در قرآن مورد لعن قرار گرفته است. (تحف العقول-ترجمه جعفرى ص: 258)
نوع سوم:
برقراري رابطه با افراد صالح الهي بر پايه اخلاق و اعتماد متقابل و با انگيزه‌هاي خدايي مي‌باشد.
اين گروه از افراد كساني هستند كه با ديدنشان انسان به ياد خدا مي‌افتد، و كلامشان موجب افزايش علم و دانش در انسان مي‌گردد، و عمل و رفتارشان به گونه‌اي است كه افراد را متوجه آخرت مي‌نمايد. (برگرفته از روايتي از پيامبر اسلام در بحار الأنوار ج‏1 ص: 198) دوستي با اينگونه از افراد است كه در قيامت مي‌توانند موجبات شفاعت را فراهم نموده و انسان را از آتش جهنم نجات دهند و يا حتي زمينه انتقال به درجات عالي بهشت را براي انسان فراهم نمايند (در اين خصوص مراجعه كنيد به تفسير آسان، ج‏14، ص: 350 ذيل آيه 101 سوره شعراء همچنين كتاب آيين بندگى و نيايش- لزوم محبت بين برادران ايمانى ..... ص: 305)
البته يافتن چنين افرادي به عنوان دوست واقعي در طول زندگي انسان به ندرت براي انسانها پيش مي‌آيد؛ لذا حضرت علي عليه السلام كه از اين گروه تعبير به (كبريت احمر) نموده و در شناساندن اينگونه از افراد فرموده‌اند: اين گروه از افراد بمنزله بال و دست و مال و خاندان براي انسان مي‌باشند.... اين گونه برادران بسيار اندك هستند و وجود آنها مانند كبريت احمر نادر مى‏باشد. (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار ج‏64 ص 193)
دين مبين اسلام در تبيين نوع برخورد با اينگونه افراد، به برقرار روابط نزديك و دوستانه و همچنين مجالست و همنشيني با چنين افرادي تاكيد فراوان مي‌نمايد . (الحديت-روايات تربيتى، ج‏2، ص: 134)
با توجه به مقدمه گفته شده در پاسخ بايد بگوئيم:
اگر چه بسياري از اختلافات ميان فاميل و دوستان, ناشي از سوء تفاهم‌ها و توقعات بالاي افراد نسبت به يكديگر مي‌باشد؛ اما همانگونه كه گفتيم دستور اسلام در خصوص برقراري روابط اجتماعي حتي با كساني كه با آنها دشمني دارد «مدارا» مي‌باشد.
مدارا نمودن در واقع يكي از شئون اجتماعي افراد در برخورد با ديگران همراه با خوش خلقي، احترام و گشاده‌رويي مي‌باشد، بگونه‌اي كه موجب احترام دوست و دشمن نسبت به انسان مي‌گردد:
سفيان بن عيينه گويد به زهرى گفتم: با على بن حسين (عليهما السلام) ملاقات كردى؟ گفت آرى. و تا حال با كسى برتر از او ملاقات نكرده‏ام. من براى او دوستى در نهان و دشمنى آشكارا نمى‏شناسم. گفتند: چگونه؟ گفت: چون كسى را نديدم كه آن حضرت را دوست دارد، ولى از شدّت معرفت به فضلش به او رشك نبرد، و كسى را نديدم كه با آن حضرت دشمن باشد ولى از شدّت مداراى او با وى مدارا نكند.

* چگونگي مدارا با مردم
با مراجعه به روايات معصومين عليهم السلام به راحتي مي‌توان به روشهاي مدارا با مردم دست يافت كه در اينجا به مواردي اشاره مي‌گردد.
1- بيرون كردن كينه و دشمني مردم از دل خود
چه بسا بدليل كم‌لطفي و اشتباهات مردم، در دل انسان كدورت و كينه‌هايي نسبت به آنها بوجود بيايد، كه اين كينه‌ها مانع از حسن معاشرت انسان گردد؛ لذا از اصول مدارا با مردم بيرون كردن اين كينه‌ها از دل مي‌باشد.
امام باقر يا امام صادق (عليهما السلام) ميفرمايند: همانا خداوند نرمخو و مهربان است و نرمي را دوست دارد و از (نشانه‌هاي) نرمخويي او بيرون كشيدن كينه‌ها و ضديتها از دلهاي شماست. (ميزان الحكمة /ج 5/ ص 2109)
2- رعايت ادب و احترام نسبت به ديگران
امام صادق (عليه السلام) از پيامبر (صلي الله عليه و اله) نقل فرموده است كه سه چيز دوستى انسان را براى برادر مسلمانش خالص مى‏گرداند: 1- با خوشرويى او را ملاقات كند. 2- در مجلس به او جا دهد. 3- او را با بهترين نامها بخواند. (آداب معاشرت از ديدگاه معصومان عليهم السلام ص 52)
3- نداشتن مزاحمت براي ديگران
حذيفة بن منصور گويد: از امام جعفر صادق (عليه السلام) شنيدم كه مى‏فرمود: كسى كه از مزاحمت مردم دست بردارد، گرچه او يك نفر است كه از مزاحمت آنان دست برداشته، لكن در مقابل افراد زيادى از مزاحمت او دست برمى‏دارند. (آداب معاشرت از ديدگاه معصومان عليهم السلام، ص: 52)
4- كنار گذاشتن اخلاق تند و خشن
امام صادق عليه السّلام فرموده است: اگر ميخواهى در جامعه مورد تكريم و احترام باشى با مردم به مدارا و نرمى برخورد كن، و اگر ميخواهى با تحقير و اهانت مردم مواجه شوى روش تندى و خشونت در پيش گير. (الحديت-روايات تربيتى، ج‏1، ص: 92)
5- بردباري در برابر افراد نادان
خداوند در آيه‌ي 63 سوره‌ي فرقان مي‌فرمايد: «و عباد الرحمن الذين يمشون علي الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما؛ بندگان خداي رحمان كساني هستند كه در روي زمين به فروتني راه مي‌روند و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند, به ملايمت سخن گويند.
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نيز فرموده‌اند: سه چيز است كه هر كه نداشته باشد، هيچ كارش تمام نيست: پرهيزگارى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد، و خلقى كه بسبب آن با مردم بسازد و بردبارى كه نادانى نادان را با آن رد كند. (اصول كافى-ترجمه مصطفوى ج‏3 ص 180)
6- اظهار ننمودن مسائلي كه موجب بروز كدورت مي‌شود.
امام باقر عليه السّلام فرمود: در تورات نوشته است، از جمله مناجات خداى عز و جل با موسى بن عمران عليه السّلام اين بود كه: اى موسى! راز پنهان مرا در باطن خويش پوشيده دار، و در آشكارت سازگارى با دشمن من و دشمن خود را از جانب من اظهار كن و با اظهار راز پنهانم سبب دشنام دادن آنها بمن مشو.... (اصول كافى-ترجمه مصطفوى ج‏3 ص 180)
7- در مقام انتقام گيري بر نيامدن
امام سجاد عليه السّلام كنيزى داشت كه روى دستش آب مى‏ريخت، ظرف آب از دستش افتاد، و دست امام مجروح شد، اما امام عليه السلام بجاي تنبيه وي، او را در راه خدا آزاد نمود. (مشكاة الانوار-ترجمه هوشمند و محمدى، متن، ص: 367)
8- گذشت در برابر اشتباهات ديگران
ابن عمر گويد: مردى به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله عرض كرد: اى رسول خدا! چه مقدار خادمت را مى‏بخشى؟ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از جواب ساكت شد، سپس فرمود: روزى هفتاد مرتبه.
در پايان اين بخش از سؤالتان ذكر اين نكته نيز لازم است كه اگر چه انسان عاقل در روش برخورد با مردم, رفق و مدارا را در پيش مي‌گيرد، اما همين رفق و مدارا نيز حدو مرزي دارد، كه پس از گذشت از آن حدود ديگر نياز به رعايت مدارا نيست.
در اينجا به ذكر دو نمونه از آن مي‌پردازيم:
- هنگام ضايع شدن حدود الهي
مثلا اگر در جمع خانواده يا دوستان, كسي مشغول به غيبت مومني شود و با نصيحت شما دست از اين كار برندارد, ديگر جايي براي مدارا نيست؛ لذا ميبايست با رفتاري مناسب, از ادامه‌ي غيبت، جلوگيري كنيد و در اينصورت رنجيدن ديگران مهم نيست؛ چون تكليف داريد از حقوق مسلماني دفاع كرده, اجازه‌ي معصيت ندهيد.
- در برخورد با كسي كه عادت به تحقير ديگران دارد.
اگر كسي بدليل بدخلقي و عصبانيت و يا جهالت با شما رفتاري زشت كند, لازم است با حوصله و صبر با او برخوردي ملاطفت‌آميز داشته باشيد؛ تا كم كم شرمنده گشته, از بداخلاقي دست بردارد. اما اگر كسي به قصد تحقير و خواركردن شما، كاري را انجام دهد و از برخورد خوبتان سوء استفاده كرده و اصلاح نشود, در اينجا چون عزت از آن خداست و خداوند خواري هيچ مومني را نمي‌پسندد, بايد با او به گونه‌اي رفتار كنيد كه دست از اين كار بردارد.
خلاصه‌ي كلام اينكه: لازمه يك زندگي آرام و مسالمت‌آميز آن است كه انسان در نوع برخورد با افراد، شيوه مدارا– البته به معناي صحيح آن, به همراه رعايت شرايطي كه در اسلام آمده و به بخشي از آنها اشاره شد – را در پيش گيرد.

Tags: