ريا كردن
شرح چهل حديث
الحديث الثانى
بالسّند المتّصل إلى محمّد بن يعقوب، عن علىّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن أبي المغرا، عن يزيد بن خليفة، قال: قال أبو عبد اللّه، عليه السّلام: كلّ رياء شرك.
إنّه من عمل للنّاس كان ثوابه على النّاس، و من عمل للّه كان ثوابه على اللّه.» «1»
ترجمه «به سند مذكور، يزيد بن خليفه از حضرت صادق، عليه السّلام، نقل مىكند كه فرمود: هر ريايى شرك است. همانا كسى كه كار كند براى مردم، مىباشد ثواب او بر مردم، و كسى كه عمل كند براى خدا، مىباشد ثواب او بر خدا.»
در معنى ريا و درجات آن شرح بدان كه «ريا» عبارت از نشان دادن و وانمود كردن چيزى از اعمال حسنه يا خصال پسنديده يا عقايد حقه است به مردم، براى منزلت پيدا كردن در قلوب آنها و اشتهار پيدا كردن پيش آنها به خوبى و صحت و امانت و ديانت بدون قصد صحيح الهى. و آن تحقق پيدا مىكند در چند مقام:
مقام اوّل و آن داراى دو درجه است: اوّل آنكه اظهار عقايد حقه و معارف الهيه كند براى اينكه اشتهار به ديانت پيدا كند و منزلت در قلوب پيدا نمايد. مثل اينكه بگويد:
من كسى را جز خدا مؤثر در وجود نمىدانم. يا اينكه: من به غير خدا توكل به كسى ندارم. يا بالكناية و اشاره خود را معرفى كند به عقايد حقه. و اين طور دوم را يجتر است. مثلا صحبت توكل يا رضاى به قضاى الهى پيش آمد مىكند، شخص مرائى با يك آه يا يك سر تكان دادن خود را در سلك آن جمعيت محسوب مىدارد.
درجه دوم آنكه عقايد باطله را از خود دور كند و نفس خود را از آن تزكيه كند به قصد جاه و منزلت در قلوب، چه به صراحت لهجه باشد يا به اشاره و كنايه.
مقام دوم و در آن نيز دو مرتبه است: يكى آنكه اظهار خصال حميده و ملكات فاضله نمايد.
و يكى تبرى از مقابلات آنها نمايد و تزكيه نفس كند بدان غرض كه معلوم شد.
مقام سوم كه رياى معروف پيش فقها، رضوان اللّه عليهم، است، داراى همين دو درجه است: يكى آنكه اتيان به عمل و عبادت شرعى كند يا اتيان به راجحات عقلى نمايد به قصد ارائه به مردم و جلب قلوب، چه آنكه ذات عمل را به قصد ريا كند، يا كيفيت، يا شرط، يا جزء آن را، به طورى كه در كتب فقهيه متعرضاند [1] ديگر آن كه ترك عملى كند به همان مقصود. و ما در اين اوراق شرح بعضى از مفاسد هر يك از اين سه مقام را بيان مىكنيم. آنچه به نظر مىرسد از براى علاج آن اشاره مىنماييم به طريق اختصار.