ركن سوم مهلكات (موانع رشد)

باب اول: شهوت شكم

 باب دوم: شهوت جنسى

 باب سوم: شهوت كلام (زبان)

 باب چهارم: غضب

باب پنجم: كينه

 باب ششم: حسد

باب هفتم: رياء

 باب هشتم: عجب و خود پسندى

باب نهم: تكبّر

 باب دهم: دنيا و آخرت

 باب يازدهم: مال

باب دوازدهم: فقر

 باب سيزدهم: جاه طلبى

 باب چهاردهم: فريب خوردگى

 موضوع اين ركن اخلاق پست و مهلكى است، كه براى دين به منزله زهر كشنده‏اند و در اين ركن چند

باب است.
                  
باب اول شهوت شكم‏

اگر با ديده تحقيق بنگرى شكم سرچشمه شهوات و محل روئيدن جميع آفات و دردهاست.

زيرا در صورتى كه به شهوت شكم پاسخ مثبت دهى به دنبال آن شهوت فرج و حرص و ولع در آميزش

مى‏آيد، و چون شهوت خوردن و آميزش با هم جمع شوند انسان به جاه و مال رغبت پيدا مى‏كند كه

وسيله توسعه خوراكيها و ابزار شهوت رانى است.

و چون در صدد جمع مال برآيى انواع ظلمتها و اقسام رقابتها پيدا مى‏شوند و از اين‏هاست كه آفت رياء و

آشوب تفاخر و تكاثر و تكبّر متولّد مى‏شوند اين صفات انسان را به كينه و حسد و بغض و دشمنى

مى‏خوانند و سپس صاحب خود را در ورطه سركشى، گناه، فحشاء و منكرات غوطه‏ور مى‏سازند.

و تمام اين‏ها ثمره رها كردن معده و مولود سركشيهاى سيرى و پرى آن است. اگر انسان بواسطه

گرسنگى و تنگ ساختن مجارى شيطان نفس خود را رام كند، نفس به اطاعت خدا گردن مى‏نهد، و از

 مسير عصيان و طغيان باز مى‏گردد، و در نتيجه محو دنيا نمى‏شود، و آن را بر آخرت ترجيح نمى‏دهد، و

اين چنين براى دنيا رقابت نمى‏كند.

پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: كسى كه شكمش را پر مى‏كند روحش به ملكوت

آسمان‏ها راه  نمى‏يابد [1].

مى‏فرمايد: فكر نصف عبادت، و كم خورى عين عبادت است [2].

و باز مى‏فرمايد: قلوب خود را با زياده‏روى در خوردن و آشاميدن نميرانيد، زيرا قلب انسان مانند كشت از

آب زيادى مى‏ميرد [3].

و باز مى‏فرمايد فرزند آدم بدتر از شكمش ظرفى پر نكرده است، بس است براى انسان چند لقمه‏اى كه او

 را بر پاى دارند. و چون او را از خوردن گزيرى نيست، يك سوم معده‏اش را به غذا اختصاص دهد و يك سوم

 را به نوشيدنى و ثلث آخر را به نفس.

و باز مى‏فرمايد: شيطان از مجراى خون انسان در وجود او جريان دارد، پس راه جريانش را با گرسنگى و

تشنگى تنگ كنيد [4].

امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد: شكم با خوردن طغيان مى‏كند. نزديك‏ترين حالات بنده به خدا

هنگامى است كه شكمش سبك باشد و مبغوض‏ترين حالات او نزد خدا وقتى است كه شكمش پر باشد.

 و باز مى‏فرمايد: انسان چاره‏اى ندارد جز اينكه غذائى بخورد تا بوسيله آن بر پاى بماند، ولى هنگامى كه

غذا مى‏خوريد يك ثلث شكم را به غذا اختصاص دهيد و يك ثلث را به نوشيدنى و يك ثلث را به نفس، و

خود را چون خوك پروار نكنيد.

و امام باقر عليه السّلام مى‏فرمايد: چيزى در نزد خدا مبغوض‏تر از شكم پر نيست [5].

و لقمان به پسرش مى‏فرمود: پسركم هنگامى كه شكم پر باشد فكر مى‏خوابد و حكمت گنگ مى‏شود و

 اعضاء و جوارح از عبادت مى‏مانند [6].

فوائد گرسنگى‏

1 - صفاى قلب، درخشش طبع و تيزبينى، زيرا سيرى حماقت و كودنى به بار مى‏آورد و قلب را كور

مى‏كند و بخارات را در مغز زياد مى‏كند و حالى شبيه مستى به بار مى‏آورد.

۲ - رقت و صفاى قلب كه انسان را براى درك لذت مناجات آماده مى‏سازد و سبب تأثّر از ياد خدا مى‏شود.
3 - انكسار و تواضع و زوال حالت گردنكشى و شادمانى كه ابتداى طغيان و غفلت از ياد خداست.

۴ - اينكه در حال گرسنگى بلاء و عذاب خدا و اهل بلاء فراموش نمى‏شود، زيرا انسان سير، گرسنگى و

گرسنگان را فراموش مى‏كند، ولى انسان زيرك هر بلائى را مشاهده كند بلاى آخرت را به ياد مى‏آورد، از

گرسنگى خود به ياد گرسنگى اهل آتش مى‏افتد و به ياد مى‏آورد كه آنان غذايى جز ضريع [1] ندارند كه

 نه چاق مى‏كند و نه رفع گرسنگى مى‏نمايد، و از عطش خود عطش اهل آتش و اهل محشر در عرصات

قيامت را به ياد مى‏آورد.

5 - درهم شكستن ميل به گناه و تسلّط بر نفس امّاره زيرا منشأ همه گناهان شهوات و قواى انسانى

است و مادّه قوا و شهوات خوردنيها و نوشيدنيهاست.

6 - دفع خواب و دوام حال بيدارى، زيرا كسى كه سير است زياد آب مى‏نوشد، هر كس آب زياد بنوشد

خوابش زياد مى‏شود و خواب زياد موجب تضييع عمر مى‏شود و در اين صورت است كه نعمت شب زنده

دارى از انسان سلب مى‏شود و طبعش كودن و قلبش سخت مى‏گردد.

7 - اين كه مواظبت بر عبادت براى انسان آسان مى‏شود. زيرا خوردن زياد نياز به زمانى دارد كه انسان

مشغول خوردن و كسب خوراكى و تهيه اسباب و آلات آن و جذب و دفع آن باشد.

8 - سلامتى بدن و دفع بيمارى‏ها.

زيرا سبب تمام امراض، پرخورى و ايجاد زائده‏هايى از اخلاط است كه در اثر پرخورى در معده و رگها پيدا

مى‏شوند. و معلوم است كه مرض به انسان فرصت عبادت نمى‏دهد و چون سبب تشويش خاطر

مى‏شود ياد خدا و فرصت تفكّر را از صاحبش مى‏ستاند و او را به انواع درمان چون رگ زدن و حجامت و

دكتر و دارو و صرف هزينه‏هائى در اين راه محتاج مى‏كند كه پس از بهبودى براى جبران آنها غالبا دچار

خستگى و گناه مى‏شود.

در حديث است كه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: معده خانه دردها و پرهيز اصل هر

داروئى است، به بدن آنچه را كه عادت دارد برسان [1].

۹- سبك شدن بار هزينه زندگى.

10 - امكان ايثار و انفاق مخارج زائد از حد ضرورت.

در كتاب مصباح الشريعة از امام صادق عليه السّلام روايت شده:

كم خورى در هر حال و در نظر هر قومى پسنديده است زيرا مصلحت ظاهر و باطن در كم خورى است.

خوردن تنها به چهار صورت پسنديده است. ضرورت، عدّه، فتوح و قوت. خوردن به صورت ضرورت مخصوص

 پرندگان و عدّه شيوه پرهيزكارانى است كه امور مردم را به عهده دارند و فتوح روش متوكّلين و قوت براى

مؤمنين است [2].

و هيچ چيز از پر خورى براى قلب مؤمن مضرّتر نيست، پر خورى دو اثر به دنبال دارد، سنگ دلى و هيجان

 شهوت.

گرسنگى نان خورش مؤمن، غذاى روح، طعام قلب و سلامتى جسم است.

نتيجه بحث‏

طبع انسان هميشه خواهان سيرى كامل است، از اين رو شرع مقدّس در مدح گرسنگى و كم خورى

بسيار مبالغه كرده است تا ميل پرخورى طبع انسان و منع شرعى با هم تلاقى كرده و از بر خورد آنها

اعتدال حاصل شود. زيرا در تمام حالات و اخلاقيات انسان‏ها حدّ وسط مطلوب است بنابر اين نسبت به

طبع معتدل بهتر است انسان به مقدارى غذا بخورد كه سنگينى معده را احساس نكند و از گرسنگى هم

ناراحت نباشد، زيرا مقصود از خوردن ادامه زندگى و توان پرستش و عبادت است و سنگينى معده و

گرسنگى قلب را به خود مشغول كرده مانع عبادت مى‏شوند، پس مقصود از اين كه در دين پر خورى

مذمّت شده اين است كه انسان در حدّ اعتدال‏ بخورد تا اينكه اثر خوردن در وجودش ظاهر نشود تا به

فرشتگان شبيه شود، زيرا آنها منزّه از آنند كه گرفتار سنگينى معده يا دچار رنج گرسنگى شوند و لذا

 قرآن عزيز مى‏فرمايد:كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفوا 7: 31»[۱].

خلاصه آنكه: در باب تغذيه ملاك اين است كه انسان تا به چيزى - چه خوردنى و چه نوشيدنى - ميل و

 اشتهاء پيدا نكند آن را مصرف نكند و هنگامى كه به چيزى اشتهاء پيدا كرد يعنى گرسنه يا تشنه شد از

خوردن و نوشيدن خوددارى نكند.

باب دوم شهوت جنسى‏

اگر شهوت جنسى كنترل نشود و بوسيله عقل در حد اعتدال نگهدارى نشود از بزرگترين موجبات هلاكت

 انسان است.

قوه شهوت اگر در حد اعتدال نباشد به يكى از دو جهت، افراط يا تفريط منحرف مى‏شود.

افراط شهوت‏

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است كه عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از

زنان و كنيزان گردد و از پيمودن راه آخرت محروم شود. در اين حال گاهى دين مقهور هوى شده و انسان

 به ارتكاب فحشاء و منكر گرفتار مى‏شود، و گاهى به فسق حيوانى كه مولود تسلط شهوت بر عقل

است منتهى مى‏گردد و در اين صورت قوّه واهمه عقل را تسخير كرده در اختيار قوه شهوت قرار مى‏دهد،

در حالى كه عقل براى فرماندهى خلق شده است، عقل آفريده شده تا از او اطاعت شود، نه خدمت

شهوت كرد، آلت دست او باشد.

اين مرض، مرض قلبى است كه از همّت خالى شده باشد.

و به همين دليل است كه گفته‏اند: شيطان به زن مى‏گويد: تو نيمى از لشكر منى، تو تيرى هستى كه

چون پرتابش كنم به خطا نرود، تو محلّ اسرار من و در حوائج رسول منى.
                      
بنابر اين نصف لشكر شيطان را شهوت و نصف ديگر آن را غضب تشكيل مى‏دهد.

بزرگترين شهوت، ميل مرد به زنان است. خوددارى از اجابت اين ميل در اولين مرحله پيدايش آن لازم

است به اين ترتيب كه از نگاه كردن مكرّر و فكر درباره آنچه در اولين نگاه ديده مى‏شود پرهيز شود، و گر نه

 در صورتى كه جاى خود را محكم كند، دفع آن مشكل مى‏شود. به همين خاطر است كه گفته‏اند چون

آلت مرد حركت كند دو سوم عقلش زائل مى‏شود.

قرآن كريم مى‏فرمايد:قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ ابْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ 24: 30[1].

و نبى اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم مى‏فرمايد: نگاه تيرى مسموم از تيرهاى شيطان است، هر كس

 از خوف خدا نگاه كردن را ترك كند، خداى تعالى ايمانى به او عطا مى‏كند كه حلاوت آن را در قلبش

مى‏يابد [2].

و مى‏فرمايد: از فتنه دنيا و فتنه زنان بپرهيزيد زيرا اولين فتنه بنى اسرائيل از جانب زنان بود.

تفريط قوّه شهوت‏

تفريط قوّه شهوت ممكن است به يكى از دو صورت محقّق شود.

1 - اينكه انسان داراى عفّتى خارج از حدّ اعتدال باشد.

2 - اينكه دچار ضعف در آميزش باشد.

جهت تفريط نيز مانند افراط ناپسند و مذموم است.

در قوّه شهوت، پسنديده آن است كه شهوت، در حدّ اعتدال بوده، و در محدوده عقل و شرع مورد استفاده

 قرار گيرد.

و هرگاه رو به افراط گذارد راه شكستن آن گرسنگى، روزه و ازدواج است.

نبىّ اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم مى‏فرمايد: اى گروه جوانان بر شما باد ازدواج، و هر كس قادر به

ازدواج نيست بر او باد روزه، زيرا روزه بر منزله اخته كردن مرد است [3].

هدف از خلقت شهوت‏

حكمت و فايده شهوت جنسى با اين همه آشوب و آفتى كه براى انسان به بار مى‏آورد بقاء نسل و دوام

وجود انسان است، فايده ديگر شهوت آن است كه انسان اين لذّت را با لذّت آخرت مقايسه كند، زيرا لذّت

 آميزش اگر ادامه يابد بالاترين لذات جسمانى خواهد بود، همانطور كه رنج و درد آتش بزرگترين درد

جسمانى است «بنابر اين قرار دادن اين لذّت در وجود انسان باعث تشويق او به آخرت و ياد سوزش آتش

 باعث ترس از جهنّم مى‏شود» و تشويق و تخويف، انسان را به سوى سعادت سوق مى‏دهند.