إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي

معبود من اگر خواری مرا خواسته بودی هدایتم نمیکردی .

وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعَافِنِي‏

و اگر رسوائی مرا خواسته بودی مرا معاف و عافیتم نمیدادی .


 إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ

معبود من اگر به خاطر جرمم مرا بگیری  من به دامن

 عفو و بخششت  چنگ میزنم .

وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ

مشابه جمله  قبلی است .

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّك‏

و اگر مرا به آتش داخل کنی من به اهل آتش اعلام خواهم کرد 

 که من تو را دوست دارم . یعنی خداوند محب خودش را  وارد

جهنم نمیکند .


 إِلَهِي وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ

خدایا عمرم در غفلت و بیخبری از تو سپری شده .

وَ أَبْلَيْتُ شَبَابِي فِي سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْك

و جوانیم را در مستی دوری از تو تباه کردم .